نام « عقايد مذهبى » در مغز آنها گنجانيده و به اميدوار ساختن آنها به آيندهء خوش و پاداش نيك در جهان ديگر حس انتقامشان را كشته براى هميشه به خاك مىسپارند . فكر مذهبى است كه عدهاى را به نام « زاهد » و « راهب » در غارها و ديرهاى تاريك ، و عدهء بيچارهء ديگر را در خاكستر محروميت ، و عدهء ديگر را در سر خوان نعمت و محصول زحمت ديگران مىنشاند .
( 5 ) . مىگويند : در هيچ گوشهاى از ميدان آزمايشهاى علمى كه عرصهء هستى و زندگى انسان مىباشد اثرى و نشانى از ماوراء طبيعت نيست . هر پديده و حادثهاى كه انسان سابقا به واسطهء بىخبرى از علت طبيعى ، او را به ماوراء طبيعت ( خدا ) نسبت مىداد امروز علم علت او را يافته است ، پس خدايى در كار نيست و اگر هم باشد بود و نبود وى براى ما يكسان است و از همين روى سودى در اين بحث نيست جز اينكه وقت محدود ما را تلف كرده ما را از كنجكاوى از ماده در راه مبارزهء حياتى باز مىدارد 1 .
شرح
مخلوقات خدا .
اما ادعاى دوم : پوچى اين ادعا واضحتر از اين است كه نياز به توضيح زياد داشته باشد . اگر اين سخن درست باشد لازم است كه هيچ فرد مرفّه و متنعمى تمايلى نسبت به خدا در خود احساس نكند و هرچه بشر از لحاظ آسايش پيش برود از رغبت او به امور معنوى كاسته بشود تا به صفر برسد .
واقعيت مشهود خلاف اين است . چقدر افراد زيادى پيدا مىشوند كه اموال و ثروتهاى خود را فداى امور معنوى و الهى مىكنند و چقدر افراد زيادى پيدا مىشوند كه پس از احراز همهء مواهب مادى زندگى احساس خلأ در روح خود مىنمايند و به جهان معنى رو مىكنند .
و اما راجع به مطلبى كه در ضمن تقرير اشكال آمده بود يعنى اينكه « هيچ قاعدهء علمى ثابت و دائم و صادق در همهء زمانها وجود ندارد و هر قاعدهء علمى چند روزى موقتا حقيقت شناخته مىشود و دير يا زود بايد جاى خود را به قانون علمى ديگر بدهد » در جلد اول اصول فلسفه مقالهء « ارزش معلومات » بحث كافى دربارهاش شده است و در متن اين مقاله نيز بعداً خواهد آمد .
( 1 ) . اين اشكال از نظر عدم درك مفهوم خدا و اينكه معتقدين به خدا به چه حقيقتى ايمان دارند ، در رديف اشكال پيشين است و چون در خود متن مشروحا جواب اين