اينها و جز اينها سخنانى است كه ماديين و پيروان آنها مىگويند و ما در ابحاث متفرقهاى كه در مقالههاى گذشته نمودهايم پاسخ برخى از اين سخنان بىفايده را داديم و پاسخ برخى ديگر نيز خواهد آمد .
در اينجا به عنوان يادآورى از گذشته و نمونهگويى از آينده مىگوييم :
شرح
وجود مىآيد و هيچ چيز لغو و بدون فايده وجود پيدا نمىكند و حال آنكه ما مىبينيم پارهاى از پديدهها در طبيعت رخ مىدهد كه هيچ گونه فايده و اثرى براى آنها مترتب نيست مانند پستان مرد و زائدهء اعور - يعنى لولهء آپانديس در منتهاى رودهء بزرگ - در همهء افراد و انگشت ششم در افراد شش انگشتى و دست و پاى زائد در بعضى نوزادان و غير اينها .
پس معلوم مىشود پيدايش اين امور معلول ناموس طبيعت غير شاعر است و لا عن شعور به وجود آمده است ، جهان بر خلاف ادعاى الهيون يك جريان غائى و حكيمانه را طى نمىكند ؛ پس خدايى در كار نيست .
فلاسفه معمولًا اين اشكال را در مباحث علت و معلول در بحث مخصوص علت غائى ذكر مىكنند و به نقض و ابرام دربارهء آن مىپردازند .
دوم اينكه اگر خدايى حكيم و عليم آنچنانكه الهيون ادعا مىكنند وجود داشته باشد شرور و بديها در عالم وجود پيدا نمىكند ، زيرا بديهى است كه عقل و حكمت خير و نيكى را بر شر و بدى ترجيح مىدهد و چون مىبينيم در جهان انواع حوادث نامطلوب از قبيل زلزلهها و طوفانها ، ستمها و نارواييها ، محروميتها و ناكاميها ، درد و رنجها ، بيماريها ، مرگ و ميرها وجود دارد پس معلوم مىشود خدايى حكيم و عليم آنچنانكه الهيون ادعا مىكنند وجود ندارد .
برتراند راسل در كتاب چرا مسيحى نيستم ؟ مىگويد :
« به راستى تعجبآور است كه انسانها باور كنند جهان حاضر با همهء محتويات و نواقص خود بهترين جهانى باشد كه خالقى قدر قدرت و جامع كليهء علوم طى ميليونها سال به وجود آورده باشد . جدا چنين چيزى براى من غير قابل قبول است . آيا تصور نمىكنيد اگر همهء قدرتها و جميع علوم را در اختيار داشتيد و ميليونها سال هم وقت داشتيد مىتوانستيد چيزى بهتر از كوكلوكلان « ( * ) » و فاشيسم بيافرينيد ؟ »
هامش
( * )kukluxklan.