تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
مقارن اين جريان نيازمنديهاى حياتى انسان از راه فعاليت علمى و عملى كه مىكند و دايرهء گرفتارى وى روز به روز وسيع‌تر و بارش سنگين‌تر مىگردد . اين نسبت متعاكس پيوسته بوده و مىباشد . همين تعاكس نسبت را ما خودمان نيز مىتوانيم با وجهى آسان‌تر بيازماييم . در همين جهان پر جار و جنجال امروزه اگر به افرادى از بشر كه نسبتا فراغتى دارند و يا به واسطهء مواجهه با خطرهاى هولناك و حوادث سهمگين دستشان از هر وسيله و سببى از اسباب نجات كوتاه مىشود سرى بزنيم خواهيم ديد كه بهتر و نيكوتر دلدادهء اين بحث بوده عنايت ذهنى و استعداد فكريشان بيشتر است ، و همين افراد همين كه از گوشهء فراغت يا از چالهء خطر بيرون آمده پاى به صحنهء كار و كوشش روزانه گذاشته سرگرم تكاپوى زندگى مىشوند دوباره فراموش كارى را از سر گرفته و سست مىگردند .
شرح
چيز ديگر غير از فطرت ذاتى بشر است . پاسخ اين پرسش اين است كه اولًا لازمهء فطرى بودن يك بحث اين نيست كه همهء اوقات همهء افراد را بگيرد همچنانكه هيچ علاقهء طبيعى ديگر نيز چنين نيست . علاقه به هنر و زيبايى يك علاقهء فطرى است اما چنان نيست كه يگانه سرگرمى بشر محسوب شود . بلى ، در مورد هر علاقهء فطرى عمومى هميشه افراد خاصى پيدا مىشوند كه علاقه و ذوق شديدترى نسبت به آن دارند و آن را به عنوان رشتهء تخصصى خود انتخاب مىكنند . در مورد الهيات نيز افراد مخصوصى در هر زمان پيدا مىشوند كه به اين مسائل بيش از هر مسألهء ديگر علاقه نشان مىدهند و تمام اوقات خود را با رضايت و بهجت كامل صرف اين مسائل مىكنند همچنانكه افراد ديگرى پيدا مىشوند كه از روى علاقهء كامل تمام اوقات خود را صرف مسائل هنرى و زيبايى مىنمايند . ثانياً چون امور مورد علاقهء فطرى بشر متعدد است ، يكى دو تا نيست ، طبعا سرگرمى به بعضى از علائق ، از علائق ديگر مىكاهد و احياناً آنها را به بوتهء فراموشى مىسپارد . يك نفر دانش‌آموز تا وقتى كه در محيط دانش است با علاقهء وافر و عشق كامل به تحقيقات علمى مىپردازد و از آنها لذت مىبرد ، اما همين كه محيط دانش را رها مىكند و به وطن خود باز مىگردد و سرگرم ملاقات خويشاوندان و گردشهاى دسته جمعى و غيره مىشود علاقهء علمىاش كاهش مىيابد تا جايى كه در خود رغبتى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 907 | مرتضى مطهرى