تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
از بيان فوق نتيجه مىگيريم كه : ( 1 ) . حركت بىغايت نمىشود . ( 2 ) . حركت بالذّات ( خود به خود و براى خود ) مطلوب نخواهد شد . ( 3 ) . اگر براى حركتى موضوعى ( متحرك ) فرض شود موضوع مفروض با حركت خود متكامل مىشود .
شرح
بحث جداگانه‌اى مىتواند باشد ولى از آن نظر كه جهان را مساوى حركت و حركت را مساوى تكامل دانستيم بحث در هدفدارى تكامل همان بحث در هدفدارى جهان يعنى اصل عليت غائيه و به اصطلاح جديد « فيناليسم » خواهد بود . چنان كه مىدانيم ارسطو به علل چهارگانه قائل است ، مدعى است هر موجود طبيعى ناشى از چهار عامل است : فاعل ، غايت ، ماده ، صورت . دربارهء علل چهارگانهء ارسطويى سخنان زياد هست مخصوصاً دربارهء علت غائى و در اينجا راه الهيون از ماديون جدا مىشود . بوعلى مىگويد : « بحث در غايات عالىترين بخش فلسفه است » . از طرف ديگر حكما براى حركت شش ركن قائل مىباشند : ( 1 ) . مامنه ( مبدأ ) . ( 2 ) . ما اليه ( غايت ) . ( 3 ) . ما عنه ( فاعل ) . ( 4 ) . ما به ( موضوع ) . ( 5 ) . ما فيه ( مقوله ) . ( 6 ) . ما عليه ( زمان ) . مىگويند هر حركتى خواه ناخواه نيازمند به اين شش چيز است . دربارهء اين شش چيز بعد به تفصيل بحث خواهد شد . يكى از اين شش چيز غايت است . پس ، از يك طرف به عقيدهء ارسطوييها هر موجود طبيعى علت غايى دارد خواه از طريق حركت به وجود آمده باشد و خواه از طريق ديگر ، و از طرف ديگر خصوص حركت نيازمند به غايت است . و از آن رو كه ما در بحثهاى گذشتهء خود ثابت كرديم كه حركت مساوى با تكامل است پس ، از نظر ما بحث در غايت داشتن حركت ضمنا بحث از هدفدارى تكامل نيز