تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
و از اين بيان روشن مىشود كه در جهان طبيعت كه قانون تكامل عمومى حكمفرماست همهء علل طبيعيه در كارها و فعاليتهاى خود در واقع غايت و آرمان را دارند و هر شكل كامل وجودى ، علت غائى شكل ناقص پيشين خود مىباشد كه
شرح
در افعالى كه انسان براى غايتها و هدفهاى معين انجام مىدهد مثل آنكه غذا مىخورد براى آنكه سير شود ، مىخوابد براى آنكه بياسايد ، در مسابقات شركت مىكند براى آنكه برترى خود را ثابت كند ، كتاب مىخواند براى آنكه از موضوع آگاه شود ، و هزارها كار ديگر . . . چندين خصوصيت هست : ( 1 ) . فاعل ، انسان است . ( 2 ) . فاعل از كار خود و نتيجهء كار خود اطلاع دارد . ( 3 ) . عامل اجراى كار ، اراده است . ( 4 ) . فاعل از رسيدن به نتيجهء كار لذت و از نرسيدن به آن رنج مىبرد . ( 5 ) . فاعل متوجه به هدف است و در ميان كارهايى كه از وى صحت صدور دارد كار معين را از آن جهت انتخاب مىكند كه معبر و وسيلهء رسيدن به هدف است . ( 6 ) . فاعل به اين وسيله احتياج خود را رفع و نقص خود را تكميل مىكند . در انسان همهء اين امور با يكديگر جمع است و همهء اين امور دخالت دارند تا انسان يك فعل غائى را انجام مىدهد . و حالا بايد ديد آنچه مناط غائيت است چيست ؟ و آيا همهء اين امور در مناط غائيت دخيل هستند و يا آنكه غائيت متقوّم به بعضى از اين امور است و برخى ديگر در غائيت دخيل نيستند بلكه خصوصيت انسان است كه وجود بعضى ديگر را ايجاب مىكند ؟ براى كشف اين منظور به يك تجربهء ذهنى و خيالى كه منطقيين نام آن را « سبر و تقسيم » گذاشته‌اند دست مىزنيم : اول فرض مىكنيم كه فاعل ، انسان نيست ولى ساير جنبه‌ها از شعور و اراده و لذت و توجه به هدف و استكمال ، همه جمع است . در اينجا به آسانى مىفهميم كه انسان بودن فاعل در غائى بودن فعل دخالت ندارد و چنين فعلى البته غائى است هر چند فاعل آن ، موجود ديگرى غير از انسان باشد . براى مرتبهء دوم فرض مىكنيم كه فاعل ، لذت و رنج نمىبرد ولى ساير جنبه‌ها محفوظ است . در اينجا نيز به آسانى مىفهميم كه باز فعل ، غائى است و وجود لذت و رنج در مناط غائى بودن دخيل نيست .