تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
قابلها آثار ، مختلف مىشود ؛ و هر چه اين آزمايش را در مواد و موارد مختلفه پيگيرى كرده ادامه بدهيم اختلاف اين دو نسبت ( فعل و انفعال - كردن و پذيرفتن ) و خاصهء ويژهء هر يك از آنها روشن‌تر و استوارتر مىشود ، و از اينجاست كه حكم مىكنيم كه
شرح
در دست ما نيست كه بتوانيم پيش بينى كنيم . ولى حقيقت اين است كه مداخلهء مستقيم تقدير و ارادهء ما فوق الطبيعى را در اين گونه حوادث كسى مىتواند باور كند كه با علوم الهى آشنايى نداشته باشد . ممكن است كسانى كه شخصا در اين زمينه اطلاعات كافى ندارند چنين بپندارند كه ما كه عقايد الهى داريم اعتراف دانشمند مبرّزى مانند جينز را در مداخلهء مستقيم تقدير و ارادهء ما فوق الطبيعى در برخى حوادث اين جهان با آغوش باز مىپذيريم و اين اعترافات را مؤيد نظريات الهى خود به حساب مىآوريم . ولى خوانندهء محترم از همين حالا مطمئن باشد - و بعداً در مقالهء 14 به تفصيل خواهد شنيد - كه ما وجود اين گونه تقديرات و مداخلات ما فوق الطبيعى را محال و ممتنع مىدانيم و اظهار نظرهاى جينز و ديگران را در اين زمينه‌ها از بىاطلاعى ايشان به علوم الهى مىدانيم . ما در نظريات الهى خود مانند آن دسته از مدعيان فلسفه و غيرهم نيستيم كه در مقام اثبات صانع كل و مبدأ كل در جستجوى استثناها باشيم و هر جا كه به نظر ما رسيد استثنا و خلاف عادتى صورت گرفته آن را با ارادهء ذات بارى توجيه كنيم و دليل بر وجود بارى بگيريم . از نظر فلسفى ما ، نظام هستى نظام متقن و مترتبى است و سراسر اين نظام مرتبط و پيوسته ، قائم به ذات بارى و ارادهء بارى است ، و اين نظام علّى و معلولى همان نفوذ تقدير و ارادهء ذات بارى است كه به صورت اين نظام در آمده است . از نظر دقيق فلسفى همين نظام متقن دليل بر وجود ذات بارى است نه استثناها ( به فرض وجود ) . خوانندهء محترم در مقالهء 14 به طرز استدلالات ما كاملا آشنا خواهد شد . آرى ، متكلمين غالبا هر جا كه در مقام استدلال بر آمده‌اند مثل اين است كه طبيعت را شريك ذات بارى مىدانسته‌اند و فعل طبيعت را مستند به ذات بارى نمىدانسته‌اند و از اين جهت همواره در جستجوى موارد استثنائى بوده‌اند و چنين مىپنداشته‌اند كه با ابطال نظام مسلّم موجودات بايد وجود صانع كل را اثبات نمود ، همچنانكه تا آنجا كه ما جستجو كرده و اطلاعاتى به دست آورده‌ايم جميع فلاسفهء اروپايى ( الهى و مادى و شكاك ) داراى همين نظريه بوده‌اند .