كم كم كه به واسطهء مشاهدههاى بيشمار به معنى علت و معلول آشنا مىشويم خواص گوناگون عليت و معلوليت پيش چشم ما جلوهگر مىشود .
لقمهاى را كه با دست و دهان مىخوريم ، جامهاى را كه دوزنده با ابزار از پارچه بريده و مىدوزد ، و درى را كه درودگر از چوب مىسازد ( مثالهايى است مسامحى ) ، درست است كه صورتهاى وجودى و شكلهاى تازه كه پيدا مىشوند
شرح
( 2 ) . نظر به اينكه در جهان ذرات ، قانون عليت فرمانروايى ندارد و اوضاع گذشته و حال و آينده با يكديگر رابطهء علّى و معلولى ندارند ، دانش نو وجود تقدير و مداخلهء غيبى را در جهان ذرات اثبات مىكند .
( 3 ) . لازمهء قانون عليت و رابطهء زنجيرى حوادث ، امكان پيش بينىهاى قطعى نسبت به آينده از روى وضع حاضر است ولى چون جهان ذرات از پيروى قانون عليت آزاد است امكان اين پيش بينىها از بين رفته است . در جهان ذرات قانون عليت نمىتواند هادى و راهنماى بشر واقع شود يعنى بشر نمىتواند در جهان ذرات با اتكاء به قانون عليت پيشبينىهاى قطعى بنمايد ؛ تنها كارى كه از اين لحاظ از بشر در آنجا ساخته است اين است كه با حساب احتمالات پيش بينىهاى اجتماعى بنمايد .
( 4 ) . قانون عليت منافى با آزادى و اختيار انسان است ولى با باطل شناختن قانون عليت ، موضوع اختيار انسان نيز ثابت مىشود .
خوانندهء محترم اگر با اصول فلسفى ما كاملًا آشنا باشد خوب متوجه مىشود كه از چهار مطلب فوق كه همه جنبهء نظرى و استنباطى دارد - به استثناى قسمتى از بند 3 كه جنبهء علمى تجربى دارد - هيچيك قابل قبول نيست . ما نمىخواهيم مشاهدات تجربى دانشمندان بزرگ و نوابغ جهان فيزيك را منكر شويم و هم نمىتوانيم ، ولى چيزى كه مىخواهيم و مىتوانيم اين است كه استنباطات فلسفى اين دانشمندان را مورد انتقاد قرار دهيم . يكى از مخاطرات بزرگ اين است كه يك قانون مربوط به فن مخصوصى را بخواهيم با ابزار و وسائل مخصوص فن ديگر رد يا اثبات كنيم . همان طورى كه عمل غالب قدما كه مسائل طبيعيات را احياناً مىخواستند با اصول فلسفى نفى يا اثبات كنند مخاطراتى را در برداشت و حداقل اين بود كه علم را متوقف مىكرد ، راهى كه برخى از دانشمندان جديد پيش گرفتهاند و مىخواهند فلسفه را نيز