علت فاعلى
ما در روزهاى نخستين زندگى كه به قانون علت و معلول پى مىبريم اگر چه در آغاز كار همين اندازه اجمالا تأثير علت در معلول را مىفهميم ( هر موجودى در وجود خود نيازمند به وجود ديگر است و وجود معلول ناشى از علت مىباشد ) ولى
شرح
و ثابت نيست ( عدم وجوب ترتب معلول بر علت ) بدين معنى كه چون يك آزمايش معين را چندين بار با همان شرايط اوليه تكرار كنيم احتمال دارد به نتايج مختلف برسيم . . . » و نيز بايد بگويم كه فيزيك نو گرچه مدتى است در اين راه گام بر مىدارد هنوز تصميم قطعى خود را اعلام نداشته است . برخى از فيزيك دانها كه شمارهء ايشان روز به روز كمتر مىشود ، عقيده دارند كه روزگارى قانون عليت دوباره بر مسند علوم جلوس خواهد كرد و حق آن است كه اينك فيزيك نو در خلاف جهت عقيدهء اين آقايان راه مىسپارد . در دفتر دانشهاى نو نقش عليت مطلق به هيچ وجه آب و رنگ ندارد ، از اين رو به تدريج از اصحاب مكتب مكانيست كاسته شده ، طرح نويى كه ما در صفحات پيشين تصوير كرديم بيشتر مورد نظر دانشمندان قرار مىگيرد .
مبناى اين طرح هم با اختيار مختصرى كه ما در زندگى داريم توافق دارد . با پذيرفتن اين مطالب ايمان مىآوريم كه آفرينندهء جهان اختيارى هم در كار ما قرار داده است كه به كمك آن مىتوانيم در كارهاى عالم اظهار وجود كنيم و اينكه گفتيم در كارگاه اتمها دست تقديرى در كار است آن دست ممكن است در كارگاه تن ما همان روح و جان ما باشد . شايد اختيارى كه مغز ما دربارهء سلولهاى تن ما روا مىدارد عامل همان افعالى باشد كه در محيط خارجى به نام « حركات اختيارى و ارادى » موسوم شدهاند . حقيقت اين موضوع از نظر ما پوشيده است ، نه مىتوانيم آن را بپذيريم و نه مىتوانيم آن را رد كنيم . . . »
اين بود خلاصهء نظريهء اين دانشمند بزرگ در باب قانون عليت . از مجموع آنچه نقل شد چند مطلب استفاده مىشود :
( 1 ) . علم امروز قانون عليت را كه بر حسب آن همواره علل معيّن بايد معلولات معيّنه را به دنبال خود بياورند و هر وضعى معلول وضع قبلى و علت وضع بعدى است و سلسلهء حوادث مانند حلقههاى زنجير به هم پيوسته و مرتبط است ، نمىپذيرد .