صورت در هر موجود يا غايت در غير افعال اختياريهء ما - يا در هيچ مورد ( حتى در افعال اختياريهء ما ) لزوم نداشته بلكه الهامى است ناصواب ؟
پاسخ فلسفه به پرسش اولى مثبت و چنان است كه در آغاز اين مقاله تذكر داده شد ولى پاسخ پرسش دومى مختلف و به تفصيلى است كه گفته مىشود .
شرح
با اتفاق ديگرى از ميان نمىرود بلكه فقط و فقط دست تقدير است كه او را به سراى نيستى مىفرستد . حال فرض كنيم كه در اتاق ما تكه راديومى شامل 2000 قطعه اتم قرار داشته باشد . علوم جديد به آسانى حساب مىكنند كه احتمال اينكه پس از يك سال شمارهء اتمهاى قطعهء راديوم مزبور 1999 يا 1998 يا . . . شود چقدر است ، ولى در عين حال به هيچ وجه نمىتوانند نظريهء قطعى اعلام داشته و شمارهء اتمها را پس از يك سال به وجه يقين معين نمايند . حساب مىگويد ظن قوى آن است كه پس از يكسال فقط يك اتم راديوم در هم بشكند ولى محال نيست كه از اين لشكر اتفاقا دو سرباز دچار مرگ شوند . بعلاوه نكتهء دقيق ديگرى كه علوم جديد به ما مىآموزند اين است كه پس از يك سال به احتمال قوى يك اتم از هر 2000 اتم به سراى نيستى مىرود ولى به هيچ وجه نمىتوان پيش بينى كرد كه آن اتم كداميك از اين 2000 اتم است . علم در اين پرده راه ندارد و جز تقدير كسى را از اين ماجرا آگهى نه . شما ممكن است پيش خود ( عذر ) موجه علمى بتراشيد ، مثلًا بگوييد « آن اتمى زودتر مىميرد كه با فلان علت فيزيكى يا شيميايى مواجه شود » ولى دغدغه به خاطر راه مدهيد كه سخن آنچه باشد گفتهاند و سرانجام ثابت شده كه جز تقدير ، عاملى در اين كار ذى اثر نيست . با اين حال هنوز برخى از طرفداران قانون عليت از عقيدهء خود دست برنداشته مترصد عاملى هستند كه بتواند جاى تقدير را بگيرد . . .
مشاهدات و مطالعات فيزيكى بسيارى در اين طريق ، گفتار ما را تأييد كردهاند . مثلًا پرفسورهايزنبرگ (Heisenberg) آلمانى ثابت كرده است كه تئورى جديد « كوانتا » را فقط به كمك اصل « عدم وجوب ترتب معلول بر علت » مىتوان توجيه كرد . . .
مثالهاى فيزيكى فراوان تاكنون على رغم قانون عليت به دست آمده و بر اثر آنها بسيارى از علماى فيزيك معتقد شدهاند كه در امور مربوط به الكترونها و اتمها قانون عليت ، صادق نيست و اگر در بادى امر چنين انديشهاى به خاطر ما راه يافته بود از آن بود كه مقياس نظر را بزرگ و وسيع اختيار كرده بر قسمت محسوسى از ماده حكم نموده و در امور بسيار خرد باريك نشده بوديم . فيزيكدان انگليسى ديراك (Dirac) همين مفهوم را در كتاب خود چنين بيان مىكند : « در تجربيات و مطالعات مربوط به اتمها و الكترونها عموما در حالت مفروض و معينى نتيجهء آزمايش ، معين