تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
درست است يا پندارى است و بس ، كه با واقعيت خارج وفق نمىدهد و اساساً عليتى و معلوليتى در كار نبوده و هيچ پديده و حادثه‌اى نيازمند به علت نيست ؟ و يا قانون علت و معلول درست بوده ولى چهار تا بودن آنها در هر موردى - مانند ماده و
شرح
بيستم ) قانون عليت حكم مىكند كه دنيا سير ثابت و معينى دارد كه از صبح ازل تا شام ابد با زنجير عليت به هم پيوسته شده ، هر علت را به طور قطع معلول معينى در پى است و اين معلول خود علت پيدايش وضع جديدى است و . . . به عبارت ديگر علوم قديم مىگفتند كه اگر وضع كنونى جهان را بهAبنماييم وضع آتى آن شكل مفروض و معينBرا خواهد داشت كه به طور قطع ازAنتيجه شده ، ولى علوم جديد تا حال ما را به اين نتيجه رسانيده‌اند كه به طور قطع نمىتوان حكم كرد كه وضعAوضع مفروضBرا در پى دارد ، ممكن است وضع جهان در لحظهء بعد از وضعAشكلBياCياDيا وضع ديگرى باشد ، ما نمىتوانيم به طور قطع وضع آتى را پيش بينى كنيم ( بر خلاف دانش قديم كه مىگفت با داشتن وضعAبه طور قطع مىتوان وضع آتىBرا پيش بينى كرد ) ، وضع آتى محتمل استCو يا وضع ديگرى باشد . علوم ما توانايى يافته‌اند كه بگويند احتمال وقوع هر يك از حالاتBياCياDيا . . . چقدر است ( حساب احتمالات ) . خلاصه علم به يقين ، راز آفرينش و سرّ غيب است و هيچ محرم دل را در آن حرم راه نيست . مثالى بياوريم : راديوم يا گوهر شب چراغ جسمى است كه مدام نور و گرما از آن تراوش مىكند . در نتيجهء اين فيضان نور و حرارت ، اتمهاى راديوم يكايك تبديل به اتمهاى سرب و هليوم مىشوند و چون سرب و هليوم از راديوم سبكترند لذا به مرور زمان از وزن قطعهء راديوم كاسته مىگردد . موضوع كلام ما اين نكته است كه كاهش وزن قطعهء راديوم در طول زمان بر طبق فرمول عجيبى انجام مىپذيرد كه به آن اشاره مىكنم : شهرى را در نظر بگيريد كه همهء زنان آن نازا باشند و به فرض ، يك درصد ساكنان آن در هر سال به سراى نيستى بروند به شرط اينكه مرگ ايشان كاملا ناگهانى و تقديرى بوده به هيچ وجه وابسته به سن و سالشان نباشد . حساب معلوم مىكند كه كاهش شمارهء ساكنين چنين شهرى نظير كاهش شمارهء اتمهاى تكهء راديوم سابق الذكر است . همچنين مىتوانيد لشكرى را تصور بفرماييد كه زير باران و گلولهء دشمنى قرار گرفته باشد كه بدون رؤيت و اطلاع صحيح از موضع حريف به طرف ايشان تير خالى كند . بديهى است با اين فرض ، اصابت گلوله به افراد لشكر فقط بر حسب اتفاق و تقدير خواهد بود . گاهش شمارهء سربازان اين لشكر نيز مانند كاهش اتمهاى يك قطعه راديوم است . به عبارت ديگر اتم راديوم بر اثر مرور زمان و رسيدن به عمر طبيعى و يا مواجه شدن