تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
خود آن را به شكل مخصوص در مىآورد و وجود پيراهن به همهء اين اطراف بسته مىباشد : ( 1 ) . فاعل كه پيراهن دوز است . ( 2 ) . غايت و آرمان كه پوشيدن مىباشد . ( 3 ) . ماده كه پارچه است . ( 4 ) . صورت كه شكل پيراهن بوده باشد . اگر يكى از اينها در ميان نبود پيراهنى به وجود نمىآمد .
شرح
ستاره شناسى نيز حركت منظم سيارات را مشهود داشته خرافات و اوهام قران ماه و مشترى و سعد و نحس زهره و زحل را به دور انداخته ، مؤمن شدند كه براى دانشمند « سعد افتد هم زحل هم مشترى » . . . در قرن هفدهم ثابت شد كه حركت كليهء اجرام آسمانى بر طبق قوانين ثابت و پا برجايى صورت مىگيرد كه توسط دانشمند قرن توجيه و اعلام شده است . نيوتن مىگفت كه بايد تمام امور طبيعى را با استدلالات مناسبى از روى اصول مكانيك ( قواعدى كه از اعمال قانون عليت در طبيعت بى جان به دست مىآيد ) نتيجه گرفت . . . گفتهء نيوتن روز به روز بر طرفداران خود افزود و در نيمهء دوم قرن نوزدهم اين عقيده به اوج عظمت خود رسيد تا آنجا كه هلمولتز دانشمند معروف آلمانى اذعان كرد كه همهء علوم طبيعى بايد به علم مكانيك منجر شود يعنى آنگاه كه در جهان بىروح مطالعه مىكنيم بايد علت و معلول را تشخيص داده رابطهء آنها را به تحقيق معلوم كنيم و هيچ چيز را جز در سلسلهء قانون عليت در نظر نگيريم . همچنين دانشمند نامى لرد كلوين انگليسى اعتراف نمود كه تا نمونهء مكانيكى از چيزى را به تصور در نياورد آن را درك نمىكند . . . اين بحثها در حيات انسانى اثرات جالبى به وجود آورد زيرا هر چه اعتقاد به قانون عليت افزايش مىيافت اعتقاد به اختيار سست‌تر مىگرديد و افكار بيشتر به اين مطلب اقبال مىكردند كه اكنون كه جهان بىروح تابع قانون عليت است چرا جهان ذى روح از اين قاعده بر كنار باشد . اين گونه تفكرات ، فلاسفهء مكانيست قرن هفدهم و هجدهم را به وجود آورده ايشان را در برابر اصحاب اصالت تصور ( ايده آليستها ) قرار داد . . . در پيچ و خم اين افكار سير مىكرديم كه قرن بيستم با جلوهء بسيار فرا رسيد و قدمهاى بلندى به سوى دانش نو برداشته شد . نخستين گام بلند ما در اين قرن مطالعهء قسمت بسيار كوچكى از ماده بود چه تا آن زمان علما وسيله نداشتند كه جزء بسيار كوچكى از ماده را در تحت مطالعهء دقيق قرار دهند و قضاوت ايشان فقط بر جزئى از ماده بود كه با حواس پنجگانه مستقيماً محسوس شود حال آنكه چنين