علتهاى چهار گانه
اگر يكى از كارهاى خود را كه « اختيارى » مىناميم ، مثلًا دوختن يك پيراهنى را ، مورد مطالعه قرار دهيم خواهيم ديد به وجود آمدن يك پيراهن كه معلول است ( مسامحتا ) موقوف است به مقدارى پارچه كه پيراهن دوز براى پوشيدن با ابزار ويژهء
شرح
معلول مرتبهء ضعيفهء وجود علت بوده باشد . بنابراين تباين وجودى دو علت متباين ، معلول را دو مرتبهء ضعيفهء متباينه قرار خواهد داد و همچنين تباين وجودى دو معلول متباين مستلزم دو علت متباين خواهد بود » .
براى اثبات قانون سنخيت ، ادلّه و براهين زيادى اقامه شده و اين مسأله از سنخ آن رشته مسائل فلسفى است كه براى كسى كه درست به اصول فلسفى وارد باشد جاى كوچكترين شك و ترديدى باقى نمىماند و تنها با قبول اين اصل است كه نظام معين موجودات قابل توجيه است و اين اصل است كه اذعان قطعى مىآورد بر اينكه پيدايش حوادث و اشياء حتما طبق جريان و اسباب معيّنه صورت مىگيرد ، و چنان كه ديديم اين مسأله يك مسألهء فلسفى خالص است يعنى مبتنى به قبول اصول موضوعهاى از علوم طبيعى يا رياضى نيست و خوانندهء محترم اگر درست مبادى تصوريه و تصديقيهء اين مسأله را به دست آورده باشد مىفهمد كه تحقيق در اطراف اين مسأله ، نفيا و اثباتا ، جز در حوزهء فلسفه ميسر نيست ؛ و اگر درست در عقليات فلسفى تمرين كرده باشد به اندازهء يك مسألهء رياضى يقين حاصل مىكند .
در كتاب راز آفرينش يا جهان شگفت تأليف جينز دانشمند فيزيك و رياضى و ستاره شناس قرن حاضر ، ترجمهء آقاى مهندس رضا ، بعد از آنكه عقايد بشر اوليه را در تعليل حوادث به ارادهء ارباب انواع و خدايان و سپس توجه بشر را به رابطهء علّى و معلولى بين حوادث عالم توضيح مىدهد مىنويسد :
« چند هزار سال بر اين منوال گذشت تا در قرن هفدهم ، يعنى قرن گاليله و نيوتن ، بالاخره قانون عليت به عنوان مبناى كشف و تحقيق امور طبيعى پذيرفته شد .
دانشمندان در مطالعهء امور و قضاياى طبيعى به علل و اسباب توجه كرده متقاعد شدند كه هر علت مفروضى معلول معينى را به وجود مىآورد . مطالعات نجومى و