مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 674
فعلى را انجام دهند و يا يك فاعل چندين فعل به وجود آورد ، ولى بايد باريك بينى نموده و فهميد كه در صورت اوّلى مجموع چندين فاعل يك فاعل را تشكيل همانا « اصل سنخيّت علّى و معلولى » است و واضح است كه اگر بنا بشود خود اين اصل نيز با تجربه ثابت شود مستلزم دور است ( مقالهء 5 ) و ثانيا قوانين تجربى به طور كلى قطعيت ندارد زيرا زمينهء تجربهء كامل كه بشر بتواند جميع عوامل دخيله را تحت نظر بگيرد تقريبا غير ميسر است و لهذا قوانين تجربى متواليا نقض مىشود و تجربيات بعدى نقض تجربيات قبلى را روشن مىكند و اگر ما صرفاً تجربيات گذشته را در مورد « اصل سنخيت » ملاك قرار دهيم تجربيات جديد علمى بشر در عالم ذرات كه مىنماياند طبيعت جريان متحد الشكلى را طى نمىكند آن را نقض مىكند چنان كه عن قريب بيان خواهيم كرد . دليل عقلى و قياسى اين راه متكى به تحليل عقلانى حقيقت عليت و معلوليت است . ما قبلًا ديديم كه عليت و معلوليت مستلزم ارتباط و پيوستگى دو چيز است كه ما نام يكى را « علت » و نام ديگرى را « معلول » گذاشتهايم و اگر دو موجود را فرض كنيم كه با يكديگر بيگانه و متباين محض باشند معنا ندارد كه يكى را « علت » و ديگرى را « معلول » بدانيم ، و از طرفى مىدانيم كه رابطهء علت و معلول از نوع وجود دادن و وجود يافتن است يعنى از دو موجودى كه يكى وجود دهندهء ديگرى است و آن ديگرى وجود يافته از ناحيهء اوست مفهوم « عليت و معلوليت » انتزاع مىشود . از طرف ديگر قبلًا ثابت كرديم كه ارتباط و پيوستگى معلول به علت ، مغاير با واقعيت معلول نيست يعنى واقعيت معلول عين ارتباط و اضافه است نه چيزى كه داراى ارتباط و اضافه است . يك مقدمهء ديگر كه به اين سه مقدمه علاوه شود مطلب كاملا روشن مىشود و آن مقدمه اين است : حقايق معلوله كه عين اضافه و ارتباط هستند به اين نحو است كه هر معلولى عين اضافه به علتى خاص است و گرنه اضافه و ارتباط مطلق و بلا طرف معنا ندارد ، و اختلاف معلولات با يكديگر در عين اينكه در اصل اضافى بودن و رابطى بودن با يكديگر شريكند در اين است كه هر معلولى هويتش انتساب و ارتباط با علتى خاص