مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 673
و بايد دانست كه نسبت به اين دو نظريه نيز به نظر سطحى موارد نقض زيادى موجود است چه ، در خارج بسيار اتفاق مىافتد چندين فاعل دست به هم داده و در موارد خاصى ما مىپنداريم شرايط مساوى است و در عين حال مىبينيم نتيجه مختلف است ، بايد بفهميم كه واقعا شرايط مساوى نبوده و اختلاف وجود داشته ، چيزى كه هست ما اين اختلاف را درك نكردهايم . براى اثبات « اصل سنخيت » مىتوان دو نوع دليل اقامه كرد : دليل حسى و استقرائى و دليل عقلى و قياسى . دليل حسى و استقرائى انسان هر اندازه كه جزئيات را استقراء كرده و مىكند و در قسمتهاى مختلف تجربه به عمل مىآورد مىبيند كه اشياء داراى خواص معين ثابتى هستند و همواره شرايط و مقدمات و علل معين ، نتايج و معلولات معين به دنبال خود مىآورد و تخلفى از اين لحاظ مشاهده نمىكند و از اين رو برايش قطعى مىشود كه هر چيزى خاصيت و استعداد خاصى دارد مخالف با خواص و استعداداتى كه ساير اشياء دارند . انسان در اثر تجربه و استقراء ، يقين حاصل كرده كه هر يك از مواد معدنى و آلى خاصيتهاى مخصوص به خود دارد ، خاصيت آتش سوزاندن و خاصيت آب خاموش كردن آتش و خاصيت هوا قابليت تنفس است . انسان در اثر تجربه دريافته است كه از گندم ، گندم مىرويد و از جو ، جو و از انسان ، انسان متولد مىشود و از اسب ، اسب و از گوسفند ، گوسفند و هيچگاه ممكن نيست كه كسى گندم بكارد و جو بر دهد يا آنكه اسب بچه الاغ بزايد . پس انسان از اين استقراء جزئيات ، يك حكم كلى انتزاع مىكند . آن حكم كلى اين است كه : « علل و مقدمات معين همواره معلولات و نتايج معين مىدهد » . اين استدلال اگر هيچ مقدمهء قياسى به آن اضافه نشود ضعيف است زيرا اولًا همان طورى كه در مقالهء 5 گفتيم ذهن قادر نيست فقط با استقراء جزئيات به كشف يك قانون كلى نائل شود و در تمام مواردى كه ذهن در اثر استقراء و تجربه به كشف يك قانون كلى نائل شود برخى اصول عقلانى غير تجربى مداخله دارد ، و در آنجا ثابت كرديم كه از جمله اصولى كه همواره قوانين كلى تجربى متكى به قبول قبلى آنهاست