شعورى كه دارد روى همين قانون علت و معلول استوار است . اگر چنانچه انسان و هر ذىشعور ديگر عليت و معلوليت را در ميان خود و كار خود ، و در ميان كار خود و انجام يافتن آرمان و مقصد خود باور نداشت هرگز كمترين حركت و فعاليت از خود
شرح
شاعر مختار » به اين نظريه توأم شود نتيجه مىدهد كه « قانون عليت ابدا مصداق ندارد » .
نظريهء متكلمين كه مبتنى بر انكار قانون عليت بود قرنها مورد تحقير و استهزاء فلاسفه بود ولى از نيم قرن پيش تاكنون در پرتو خيره كنندهء پيشرفت علوم ، تحولاتى در فيزيك پيدا شده كه عقيدهء برخى از دانشمندان را به قانون عليت ، متزلزل ساخته است و نظريهء مهجور و متروك متكلمين را تا اندازهاى احيا مىكند .
متكلمين اسلامى از به دو ورود فلسفه در اسلام قرنها با فلاسفه نبرد كردند و خدشههايى بر قواعد فلسفى وارد كردند و حتى در اصول مسلّمه و مبادى اوليهء فلسفه نيز شك و ترديد روا داشتند و فلاسفه نيز سخت در برابر آنها مقاومت كردند و از خود دفاع كردند . هر چند مكتب متكلمين تاب مقاومت در برابر مكتب فلاسفه را نداشت ولى بدون شك طبق گواهى تاريخ تحول فلسفه در اسلام ، پيدايش بسيارى از نظريههاى دقيق فلسفه در خلال همين نبردهاى كلام و فلسفه صورت گرفته و ما در مقالهء 7 گفتيم كه قسمت عمدهء « مسائل وجود » كه از نظر فلاسفهء اصالت وجودى مفتاح حل معضلات فلسفى است تا اندازهء زيادى مرهون مناقشات متكلمين در اين زمينههاست و شايد در محلهاى مناسبى موفق شويم بعضى از فصلهاى عالى فلسفه را كه عكس العمل حملات متكلمين است با دليل و مدرك نشان دهيم ، و اين نكتهاى است كه تاكنون نديدهايم مورد توجه واقع شده باشد و اگر پرده از روى اين مطالب برداشته شود اسرار تاريخى مهمى هويدا خواهد شد .
قانون عليت يكى از مواردى است كه متكلمين مورد خدشه قرار دادهاند و به آن ناخن زدهاند و ما امروز در اظهارات برخى دانشمندان بزرگ علوم فيزيك و رياضى چيزهايى مىبينيم كه به نظر مىرسد تا اندازهاى نظر متكلمين را تأييد مىكند . قسمتهاى نسبتاً زياد ديگرى نيز از مسائل خلافى كلام و فلسفه هست كه علم و فلسفهء جديد نظريهء متكلمين را تأييد كرده است .
قانون عليت از پايههايى است كه اگر متزلزل شود فلسفه زير و رو مىشود و به