تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
اين نظر را در هر موجود ذى شعورى مىتوان سراغ گرفت و حتى ديوانگان و آنانى كه آفت شعورى دارند همين راه را مىپيمايند . آنان براى تفهيم و تفهم سخن
شرح
مطابق آنچه تاريخ فلسفه نشان مىدهد در دوره‌هاى بسيار قديم كه فلسفه دوران كودكى خود را طى مىكرده و با ساير رشته‌هاى علمى آميخته بوده ، آن را به نام « علم علل » مىخوانده‌اند و در دوره‌هاى نسبتا نزديك به ما نيز كه فلسفه رسما از ساير رشته‌ها جدا شد و دانشمندان در مقام فرق و تميز فلسفه از ساير رشته‌ها برآمدند احياناً مىبينيم كه فلسفه را به عنوان « علم علل اوليه » تعريف كرده‌اند . ما هر چند اين تعريف را از لحاظ فنى صحيح ندانيم ولى ترديدى نداريم كه بزرگترين انتظارى كه بشر از فلسفه دارد اين است كه او را به علل اوليهء دستگاه هستى آشنا نمايد و رمز اوّلى جهان را بر وى مكشوف سازد . طبق مسلك و مشرب ما كه خوانندهء محترم به آن آشنايى دارد تحقيق در اطراف قانون علت و معلول به اين نحو بايد انجام يابد كه اين قانون را مورد تجزيه و تحليل عقلانى قرار دهيم و با اصول كلى بديهى كه پايه‌هاى اولى فكر بشر است - و صحت آنها را عقل بلا واسطه ضمانت كرده است و هيچ تجربه‌اى در آنها دخالت ندارد بلكه آن اصول ضامن صحت تجربه نيز هست - پيشروى كنيم ؛ يعنى ما قانون علت و معلول را از جنبهء تعقلى بررسى مىكنيم نه از جنبهء تجربى ، و از نظر ما قانون علت و معلول يك مسألهء فلسفى خالص است نه يك مسألهء فلسفى متكى به نظريات فيزيكى و غير فيزيكى ، و از نظر ما دخالت تجربه‌هاى فيزيكى براى اثبات يا نفى قانون كلى علت و معلول چيزى شبيه به لغو يا از قبيل تيشه به ريشهء خود زدن است و اين مطلب در مباحث آينده روشن خواهد شد . تصورى كه انسان از علت و معلول دارد اين است كه از دو امر معين يكى را وجود دهنده و واقعيت دهندهء ديگرى و ديگرى را وجود يافته و واقعيت يافته از ناحيهء او مىداند . پرسشهايى كه در درجهء اول براى ذهن در زمينهء عليت و معلوليت پيدا مىشود يكى اين است كه تصور عليت و معلوليت از كجا براى ذهن پيدا مىشود ؟ و آيا انسان
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 646 | مرتضى مطهرى