تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
بين امرين » كه ميان دو قول « جبر » و « تفويض » واقع است نه اينكه بعضى افعال علت دارند و بعضى ديگر ندارند چنان كه برخى از دانشمندان مادى معنى كرده و نسبت داده‌اند ) ؟
شرح
وافريد او وصفهاى عارضى * كه گهى مبغوض ، مىگردد رضى رنجها داده است كان را چاره نيست * آن به مثل گنگى و فطس و عمى است رنجها داده است كان را چاره هست * آن به مثل لقوه و درد سر است بلكه اغلب رنجها را چاره هست * چون به جد جويى بيايد آن به دست اين دواها ساخت بهر ائتلاف * نيست اين درد و دواها از گزافگذشته از اينكه موضوع سرشت پاك و ناپاك با موضوع « جبر و اختيار » به مفهوم فلسفى آن چندان ارتباطى ندارد اين موضوع از جنبهء علمى مردود شناخته شده . اگر اين موضوع را از جنبهء علمى بخواهيم مورد مطالعه قرار دهيم بايد در قانون وراثت از جنبهء بيولوژى مطالعه كنيم . در بيولوژى ثابت شده كه هر چند صفات و ملكات اخلاقى نيز تا حدى مانند مشخصات نوعى ، از نسلى به نسلى منتقل مىشود ولى اين صفات و سجايا آن ثبات و استحكامى را كه در مشخصات نوعى موجود است واجد نيستند و با عوامل تربيتى و اخلاقى ، قابل تغيير و تبديل و كاهش و افزايش‌اند . بعلاوه ما حساً و وجداناً اثر تربيت را در افراد و امم مشاهده مىكنيم . امروز مهمترين چيزى كه نظر علماى اجتماع را جلب كرده تجهيزات تربيتى و اخلاقى ملل و اقوام است .

« امر بين امرين » از نظر فلسفى و كلامى و اخلاقى

از آنچه تاكنون گفته شد معلوم شد كه در مسألهء « جبر و اختيار » چه از جنبهء فلسفى و چه از جنبهء كلامى و چه از جنبهء اخلاقى وارد شويم نظر صحيح همانا نظريهء « امر بين امرين » است زيرا چنان كه ديديم از جنبهء فلسفى افعال صادره از انسان در عين اينكه از نظرى امكان شدن و امكان نشدن دارد از نظر ديگرى آنچه شدنى است شدنى است و آنچه نشدنى است نشدنى ؛ يعنى نه ضرورت به طور مطلق حكمفرماست و نه امكان ، بلكه امرى است بين امرين و از نظرى ضرورت و وجوب