تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
علتى ديگر فوق انسان دارد ولى در طول همديگر نه در عرض همديگر ، يعنى علتى فوق انسان فعل انسان را از راه ارادهء انسان اراده مىكند و انسان فعل را به واسطهء
شرح
مانند برگ كاهى بر روى يك سيل خروشان ، بى اختيار از اين سو به آن سو ببرد . انسان وجداناً احساس مىكند كه در هر حالتى و تحت هر شرايطى در انتخاب فعل يا ترك آزاد است . انسان بالوجدان احساس مىكند كه قدرت مقاومت در مقابل عوامل مادى به خاطر حفظ فضيلت اخلاقى و غيره در وى موجود است . انسان وجدانا احساس مىكند كه استعداد پذيرفتن تكليف و قانون و مسؤوليت را دارد و از اين لحاظ با جمادات و نباتات و حيوانات فرق دارد و همان طورى كه در متن بيان شده : « اگر انسان خود را فطرتاً مختار نمىدانست هيچگاه با فكر و تروّى ، فعلى را انجام نمىداد و يا ترك نمىكرد و هرگز اجتماعى را كه داراى شؤون مختلفهء امر و نهى و پاداش و تربيت و ساير توابع است بر پا نمىكرد » . انكار اين مطلب انكار يك امر بديهى و وجدانى است و يك نوع سفسطه به شمار مىرود . مولوى مىگويد :در خرد جبر از قدر رسواتر است * زانكه جبرى حس خود را منكر است منكر حس نيست آن مرد قدر * فعل حق حسى نباشد اى پسر درك وجدانى به جاى حس بود * هر دو در يك جدول اى عم مىرود اينكه گويى اين كنم يا آن كنم * اين دليل اختيار است اى صنممقصود مولوى از « مذهب قدر » در اينجا « مذهب تفويض » است كه قبلًا شرح داديم . بعضى در اصطلاحات خود به مذهب تفويض ، « قدر » مىگويند و بعضى به مذهب جبر ، و اين خود يك علت تاريخى دارد . اين گونه سفسطه‌ها و انكار بديهىها به طور كلى دو علت عمده دارد : به هم خوردن تعادل فكرى ، اغراض فاسد اجتماعى . برخى در اثر ضعف نيروى تعقل و برخورد با استدلالهاى پر پيچ و خم ، تعادل فكر خود را از دست داده و على رغم وجدان فطرى خود اظهار نظر مىكنند و برخى ديگر اغراض فاسد اجتماعى محرك آنها واقع شده كه براى آنكه خود براى خود عذرى بتراشند متوسل به سفسطه مىشوند . راه معالجهء دستهء اول تمرين و ممارست منطق و استدلال و تقويت قوهء تعقل آن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 630 | مرتضى مطهرى