تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
اراده ، اختيار و انتخاب كرده و با موافقت بقيهء اجزاء علل مادى و صورى و شرايط زمانى و مكانى ايجاد مىنمايد و علت فوق انسان براى ايجاد فعل انسانى ، ارادهء
شرح
است ولى براى دستهء دوم اين راه را نبايد پيشنهاد كرد . ابن سينا در شفا در مورد دستهء دوم مىگويد : « آخرين پاسخ شفا بخشى كه بايد به آنها داده شود اين است كه از طريق عمل وارد شوند و در گفتار ، همان منطق خود او را پيش بگيرند ، مثلًا او را بزنند و بگويند زدن و نزدن هر دو يكى است ، يا در آتش بيندازند و بگويند آتش و غير آتش يكى است ؛ در اين وقت است كه فطرت واقع بينى وى او را به سخن مىآورد و به حقيقت اعتراف خواهد كرد . » مولوى اين مطلب را در مورد « جبرى » كه خود را على رغم وجدان و فطرت خود مسلوب الاختيار فرض مىكند به نظم آورده است :آن يكى بر رفت بالاى درخت * مىفشاند آن ميوه را دزدانه سخت صاحب باغ آمد و گفت اى دنى * از خدا شرميت كو ، چه مىكنى گفت از باغ خدا بندهء خدا * مىخورد خرما كه حق كردش عطا پس ببستش سخت آن دم بر درخت * مىزدش بر پشت و پهلو چوب ، سخت گفت آخر از خدا شرمى بدار * مىكشى اين بىگنه را زار زار گفت كز چوب خدا اين بنده‌اش * مىزند بر پشت ديگر بنده خوش چوب حق و پشت و پهلو آن او * من غلام و آلت فرمان او گفت توبه كردم از جبر اى عيار * اختيار است اختيار است اختيار

« جبر و اختيار » و اخلاق

مسألهء جبر و اختيار از نظر تربيت و اخلاق از جنبهء خاصى مورد مطالعه قرار مىگيرد و آن اينكه آيا سجايا و ملكات روحى انسان قابل تغيير و تبديل هست يا نيست ؟ تمام سيستمهاى اخلاقى با همهء اختلافاتى كه از لحاظ هدف و وسيله با يكديگر دارند يك مطلب را به عنوان اصل مسلّم پذيرفته‌اند و آن اينكه سجايا و ملكات