مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 629
از خود آزاد مىباشد ( اين است معنى « تفويض » نه اينكه اختيار به معنى نفى ضرورت بوده باشد ) و يا اينكه افعال انسان هم استناد به ارادهء وى و هم استناد به شبههء جبر از راه علم ذات بارى نيز از طرف عدهاى تقويت شده به اين بيان كه علم ذات بارى عام و شامل همه چيز است و اگر مثلًا عاصى گناه مىكند در علم حق معلوم است كه گناه مىكند و بنابراين امكان گناه نكردن از وى سلب مىشود زيرا اگر گناه نكند مستلزم اين است كه علم خداوند جهل شود . اين شبهه نيز يك مغالطهاى بيش نيست . اين مغلطهها همه از آنجا ناشى مىشود كه علم ذات بارى و تقدير ذات بارى را نسبت به حوادث جهان از سنخ علم انسان و تقدير انسان در افعال خويش قياس گرفتهاند . در مقالهء 14 مفصلا در اين باره بحث خواهد شد . در پاسخ اين شبههء كودكانه در اينجا همين قدر كافى است كه بر طريق اهل جدل ، نقض كرده و بگوييم در علم حق ثابت است كه انسان مختار و آزاد است و اگر انسان مسلوب الاختيار باشد موجب مىشود كه علم خداوند جهل شود . « جبر و اختيار » و وجدان نظريهء جبر غالبا از طرف كسانى ابراز مىشود كه مىخواهند خود را به اين وسيله از زير بار تكليف و قانون و اخلاق آزاد سازند و هر كارى كه مرتكب مىشوند ، براى انكار ، به خيال خود عذر موجهى بتراشند ، گاهى بگويند خدا خواسته كه چنين بشود و در مقابل خواستهء خدا چه مىتوان كرد ؟ ! و گاهى بگويند شرايط محيط ايجاب مىكند و جلو « جبر تاريخ » را نمىتوان گرفت . البته توجيه و تفسير فلسفى مسألهء « جبر و اختيار » با توجه به جميع جوانب و اطراف آن از غامضترين مسائل است و كمتر دانشمندى توفيق حاصل كرده كه به درستى از عهدهء حل آن برآيد ، ولى ادراك اجمالى اينكه « انسان در اعمال خويش آزاد است و در مقابل هيچ عامل طبيعى يا ما فوق الطبيعى مسلوب الاختيار نيست » امرى است بديهى و وجدانى زيرا مربوط به طرز انجام يافتن اعمال وجدانى ذهنى خود انسان است . هر كسى وجدانا حس مىكند كه نه طبق ادعاى اشاعره ذات بارى او را مسلوب الاختيار كرده است و نه طبق ادعاى ماديين شرايط مادى محيط مىتواند او را