تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
انسان بوده و ارادهء انسان هيچ گونه تأثيرى در فعل ندارد و انسان مجبور است ( اين است معنى « جبر » در اينجا نه ضرورت وجود كه علت داده باشد و گرنه دو
شرح
اراده و بين قدرت اراده و عقب راندن ميلهاى منبعث از شهوات برقرار است و اگر بنا بشود رابطهء علّى و معلولى در كار نباشد ( طبق نظريه‌هاى تصادفى ) يا آنكه رابطهء علّى و معلولى در كار باشد و ارادهء انسان صد در صد تابع تحريكات غريزى يا عوامل خارجى باشد يا آنكه ارادهء انسان تابع ارادهء ديگر و آن اراده نيز تابع ارادهء ديگر باشد تا بىنهايت ، موضوع تربيت و اخلاق به كلى منتفى مىشود .

جبر و تفويض از جنبهء كلامى

متكلمين در مباحث الهيات آنجا كه از عموم و شمول ارادهء ذات بارى نسبت به همهء حوادث جهان سخن مىگويند اين مبحث را پيش مىآورند كه آيا ارادهء ذات بارى شامل جميع حوادث كائنه و از آن جمله افعال صادره از انسان هست يا شامل نيست ؟ متكلمين در اينجا دو دسته شده‌اند : « اشاعره » معتقدند كه ارادهء ذات حق شامل جميع حوادث است و هر حادثه‌اى كه فرض شود مستقيماً صادر از ذات بارى است و هيچ چيز ديگر در وجود اين حادثه دخيل نيست . اگر مىبينيد كه آتش مىسوزاند واقعا آتش نمىسوزاند بلكه ارادهء حق است كه پشت سر اينكه بعضى از اجسام به آتش نزديك مىشوند سوزاندن را خلق مىكند و اگر مىبينيد كه فلان زهر ، خورنده‌اش را مىكشد و فلان ترياق دفع سم مىكند ، نه زهر تأثيرى در كشتن و نه ترياق تأثيرى در بهبود يافتن دارد ، بلكه ارادهء خداوند است كه بعد از خوردن زهر ، خورنده را مىكشد و بعد از استعمال ترياق ، بهبودى و شفا مىدهد . اساساً اسباب و مسبّبات به معناى واقعى معنا ندارد و اين عادت حق است كه جارى شده بر اينكه آنچه را ما « مسبّبات » مىپنداريم پشت سر آن چيزهايى كه اسمشان را « اسباب » گذاشته‌ايم ايجاد كند . بنائا عليهذا هيچ گونه رابطهء علّى و معلولى و شرط و مشروطى و سببيت و مسببيت بين حوادث جهان موجود نيست و تمام حوادث مستقيماً و بلاواسطه مربوط است به ارادهء ذات بارى . افعال انسانها نيز كه جزء حوادث اين جهان است همين حكم را دارد يعنى خود انسان هيچ دخالتى ندارد و آن فعل مستقيماً ناشى از