تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
مثلًا اگر بگوييم « اين درخت بيد كه امروز موجود است معدوم نمىشود » معنى اين سخن نظريه فرضيهء لاوازيه اين است كه مادهء معيّنى كه در تحت شرايط معيّنه امروز شكل درخت بيد سبز به خود گرفته پس از انحلال تركيب درخت باز همان ماده است كه بود و از ميان نمىرود . ولى فيلسوف معنى مثال را اين گونه مىفهمد كه « امروز كه با وجود درخت بيد با شرايط معيّنه اشغال شده ، ديگر با عدم آن اشغال نخواهد شد » .
شرح
لقب يافته صريحا اين عقيده را قبول يا لااقل نقل كرده باشد و حال آنكه هر كسى در اين باب يك نوع عقيده براى ابن سينا قائل است . صاحب مواقف در مسألهء « زيادت وجود بر مهيت » كه موضوع انتزاعى بودن وجود را بيان مىكند مىگويد : « ابن سينا در شفا تصريح دارد كه « وجود » از معقولات ثانيه است و مابحذائى در خارج علاوه بر مهيات كه معقولات اوليه‌اند ندارد . » ايضاً نامبرده در مبحث « بداهت وجود » مىگويد : « حق در نزد حكما اين است كه وجود و نقيض وى متصف به عدم مىشوند . وجود از معقولات ثانيه است كه در خارج واقعيت ندارد و موجود نيست و هر چيزى كه موجود نيست معدوم است زيرا واسطه‌اى بين موجود و معدوم در كار نيست . » و اگر مشّائين رسماً قائل به اصالت وجود بودند و در آن عهدها رسماً اين مسائل مطرح بود ممكن نبود كه صاحب مواقف چنين استنباط كند كه جميع حكما قائل به انتزاعى بودن وجود هستند . خود صدرالمتألهين در اسفار مىگويد : « من خودم در سابق قائل به اصالت مهيت بودم و شديدا از قدما دفاع مىكردم و معتقد بودم كه همهء آنها قائل به اصالت مهيت بوده‌اند تا آنكه خدا مرا هدايت كرد و به طور وضوح بر من ثابت شد كه اصالت با وجود است . » مشار اليه بعداً كه اصالت وجودى مىشود عيناً روش سابق خويش را تكرار مىكند يعنى به شدت از قدما دفاع مىكند و مىگويد همهء آنها اصالت وجودى بوده‌اند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 527 | مرتضى مطهرى