تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
توضيحى كه فلسفه مىتواند به اين سخنان بدهد همين است و بس . ولى راستى اگر كسى پيدا شود كه بگويد مادهء جسمانى هر صورتى را كه به واسطهء تركيب پيدا مىكند مجموع ماده و صورت هرگز و هيچگاه حتى پس از انحلال تركيب نيز از ميان نمىرود و يا هر حادثه كه با شرايط زمانى و مكانى معيّنى پيدا شده حتى پس از اختلال شرايط نيز موجود است چنين كسى بايد باور كند كه همه چيز همه چيز
شرح
كرده است . عليهذا صدرالمتألهين را نمىتوان مبتكر اصالت وجود دانست ولى قطعا يگانه كسى كه نظريهء اصالت وجود را به صورت يك نظريهء قطعى فلسفى در آورد و مقدمات و مبادى آن را به دست آورد و تا حد زيادى از لوازم و نتايج آن استفاده كرد صدرالمتألهين است . از مجموع آنچه تاكنون گفته شد معلوم شد كه مسائل وجود و بالاخص دو مسألهء اساسى آنها ( اصالت وجود و تشكيك وجود ) بيش از آن اندازه كه مستند به فلسفهء قديم يونان است از يك طرف مستند به نظريهء عرفاست و از طرف ديگر در نتيجهء مبارزه با عقايد متكلمين پيدا شده . آنچه تاكنون گفته شد مختصرى بود از تاريخ تحول مسائل وجود و اگر بنا بشود دقيقاً بحث شود با استناد به اقوال و آراء فلاسفهء هر زمانى ، بسيار طولانى خواهد شد . اينجانب در نظر دارد تحت عنوان « تحول منطق و فلسفه در اسلام » مسائل منطق و فلسفه را يكايك مورد بررسى قرار دهد و ميراث قديم يونان را از آنچه بعداً افزوده شده روشن كند و ضمنا ارزش واقعى نظريه‌ها را بيان نمايد . مقدمات اين كار تا اندازهء زيادى فراهم شده و يادداشتهاى مفيدى نيز در اين زمينه تهيه شده . اين مختصرى كه در اينجا راجع به تحول مسائل وجود بيان شد نمونه‌اى بود از اين موضوع ، و مطمئن است كه با روشن شدن اين موضوع ابتكارى حقايق زيادى روشن خواهد شد . در اينجا چند قسمت ديگر نيز مربوط به موضوع باقى ماند كه مجال بحث از آنها نيست : يكى موضوع انتساب نظريهء تشكيك وجود به حكماى ايران باستان ( فهلويّون ) ، يكى ديگر انتساب اين نظريه به افلاطونيان جديد و بالاخص شخص افلوطين ، و يكى تجزيه و تحليل بحث جديدى كه اخيرا در اروپا به نام « اگزيستانسياليسم » شايع است و آن نيز به عنوان « اصالت وجود » خوانده مىشود . اميد است توفيقى حاصل شود و در جاى ديگر اين موضوعات محل بحث قرار گيرد .