معيّن و در زمان معيّن سبز و موجود شد هرگز همين قطعهء معيّن زمان را با حفظ بقيهء شرايط ، از وجود آن تهى و خالى نمىشود فرض كرد ، چنان كه اين نظر در حوادث گذشته و سپرى شده پيش ما قابل ملاحظه مىباشد . ما بى تأمل مىگوييم حوادثى را كه مثلًا ديروز اتفاق افتاده نمىشود تغيير داده و يا از جاى خود تكان داد .
شرح
زمانها مسألهء وحدت و كثرت وجود به همين صورتى كه امروز مورد مطالعه است ، يعنى با توجه به اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ، مطرح بوده و حكماى مشّاء قائل به كثرت وجود بودهاند و حكماى ايران باستان قائل به تشكيك وجود بودهاند و حال آنكه وقتى انسان به كتب فلسفه از چهار قرن پيش به آن طرف مراجعه مىكند اسمى از اصالت مهيت نمىيابد و اگر احيانا در بعضى كتب كه از دورهء ابن سينا به بعد تأليف يافته بحثى از اعتباريت وجود و اينكه وجود از معقولات ثانيه است به ميان آمده و دلائلى آورده شده نه به آن معنى و مفهومى است كه اخيراً در مبحث اصالت وجود و اصالت مهيت قصد مىشود چنان كه عن قريب توضيح خواهيم داد . در دورههاى قبل از آن دوره حتى اين قدر هم بحث نشده است . در دورههاى اوليهاى كه فلسفهء يونان به عربى ترجمه شده مسائل وجود خيلى محدود بوده و بحثى از مسائل اساسى به ميان نيامده است . در رسالهء ما بعدالطبيعه ارسطو كه به « كتاب الحروف » معروف است و سرچشمهء اصلى فلسفهء اولى محسوب مىشود از مسائل وجود تنها مسألهاى كه ديده مىشود مسألهء اشتراك معنوى و اشتراك لفظى وجود است .
در رسالات ابو نصر فارابى مسألهء مغايرت وجود با مهيت نيز كه به نام « زيادت وجود بر مهيت » معروف است عنوان مىشود و على الظاهر بحث حكما از « زيادت وجود بر مهيت » عكس العمل نظريهاى است كه برخى متكلمين در مورد عينيت وجود با مهيت داشتهاند و همچنين بحث زيادت وجود بر مهيت منجر به پديد آمدن مبحث اصالت مهيت و اصالت وجود شده . نظريهء عينيت وجود با مهيت منسوب به ابو الحسن اشعرى و ابوالحسين بصرى از متكلمين است و مخصوصاً نام ابو الحسن اشعرى در اينجا زياد برده مىشود . از كتب و رسالات شيخ اشعرى عجالتا چيزى در دست ما نيست كه مستقيماً حال را تحقيق كنيم ولى صاحب مواقف قاضى عضد ايجى مدعى است كه انتساب اين نظريه به شيخ اشعرى صحيح نيست ، چيزى كه هست شيخ اشعرى با حكما در مسألهء وجود ذهنى مخالف است و مدعى است كه عين ماهيات