البته مراد ما نه اين است كه چيزى كه روزى موجود شد روز ديگر معدوم نمىشود چنان كه جهان هستى پر از اين حوادث است ، بلكه مراد اين است كه چيزى كه با شرايط معيّنى واقعيت هستى را يافت ديگر با حفظ عين شرايط ، محال است كه نيست و نابود شود ؛ مثلًا درخت بيد معيّنى كه در آب معيّن و هواى معيّن و زمين
شرح
در خاتمه بىمناسبت نيست از جنبهء تاريخى مسائل وجود نيز بحث مختصرى بكنيم . سابقا معمول نبود كه در كتب فلسفه از جنبهء تاريخى مسائل نيز بحثى به ميان آورند و تاريخ مسائل يعنى ابتداى پيدايش نظريهها و تحولاتى كه در دورههاى مختلف در نظريهها پيدا شده بيان نمايند . مخصوصاً در مشرق زمين اين جهت به كلى مهجور و متروك و مورد غفلت اهل نظر بود . اين قسمت اختصاص به فلسفه ندارد ، در ساير قسمتها از طب و منطق و رياضيات و ادبيات و فقه و اصول و حديث نيز همين طور بود . علماى مشرق زمين كه در فنى وارد مىشدند فقط به جنبههاى نظرى مسائل مىپرداختند و نظر به جنبههاى تاريخى آنها نداشتند . روى اين جهت ، نظريهها در كتب طرح مىشد ولى روشن نبود كه اين نظريه را چه كسى ابراز داشته و چه كسى آن را تكميل كرده است و اگر احيانا نام كسى در ضمن مسائل برده مىشد نه از نظر تحقيق دربارهء مبدأ و نشوء و نموّ يك فكر بود بلكه از نظرهاى ديگرى بود چنان كه بر كسانى كه واردند پوشيده نيست ؛ و روى اين جهت ، تاريخ حيات علوم و فنون روشن نمىشد . در تحولات جديد اروپايى يكى از موضوعات مفيدى كه نظر دانشمندان را جلب كرد مطالعهء تاريخ حيات علوم و فنون بود . در دورهء جديد علاوه بر اينكه كتب و رسالات مستقل در اين موضوعات نوشته مىشود معمول اين است كه در متن كتب علمى و حتى كتب درسى انتساب مسائل به پديد آورندگان و تكميل كنندگان آنها روشن مىشود .
عدم توجه به جنبههاى تاريخى مسائل موجب شده كه متخصصين فنون نيز از اين قسمتها بى خبر بمانند و احياناً اشتباهات عظيمى به آنها دست بدهد . مثلًا اگر كسى به كتب فلسفه از قبيل شرح منظومهء حكيم سبزوارى و غيره مراجعه كند و مسائل وجود را مورد نظر قرار دهد چنين مىپندارد كه از دو هزار و چهار صد سال پيش كه مكتب مشّاء و مكتب اشراق تأسيس شده مسألهء اصالت وجود و اصالت مهيت مطرح بوده و مشّائين اصالت وجودى و اشراقيّين اصالت ماهوى بودهاند و همچنين از همان