تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
چوب را مىسوزاند و انسان سيب را به خون تبديل مىنمايد ولى اگر از اين مهيتها صرف نظر كرده به سوى متن واقعيت هستى برگرديم واقعيت از واقعيت ديگر سلب واقعيت يا تغيير واقعيت نمىدهد زيرا واقعيت از خودش سلب نمىشود و چيز ديگرى جز خود واقعيت نيست كه به وى تبديل شود .
شرح
است و هم كثير شخصى ؛ اگر نظر به اصل حقيقت سارى در جميع مراتب بيندازيم واحد بالشخص است و اگر نظر به مراتب و درجات بيندازيم كثير بالشخص است . در اين مقاله مجموع مسائلى كه به نام « مسائل وجود » ذكر شده دوازده مسأله است و ما هفت مسألهء آنها را كاملا توضيح داديم . از هفت مسألهء گذشته دو تاى آنها فوق العاده با اهميت است و از نظر دخالتى كه آن دو مسأله در سرنوشت فلسفه دارند هيچ مسأله‌اى به پايهء آنها نمىرسد . آن دو عبارت بود از « اصالت وجود » و « تشكيك وجود » . اهميت پنج مسألهء ديگر ( بداهت وجود ، تحليل ذهن هر واقعيت خارجى را به دو مفهوم : مهيت و وجود ، مغايرت مفهوم وجود با مهيت ، اشتراك معنوى وجود ، حقيقت وجود با علم حصولى قابل معلوم شدن نيست ) از لحاظ دخالت و جنبهء مقدّميّتى است كه نسبت به دو مسألهء نامبرده دارند . از مسائل دوازده گانهء وجود پنج مسألهء ديگر باقى ماند كه عبارت است از : ( 1 ) . خواص ذهنى وجود در مهيات جارى نيست . ( 2 ) . خواص خارجى مهيات از آن وجود است و در وجود به شكل ديگرى مغاير با شكلى كه اين خواص در ذهن با مهيات دارند در مىآيد . ( 3 ) . موجود هيچگاه معدوم نمىشود . ( 4 ) . تحقق عدم در خارج نسبى است . ( 5 ) . مطلق هستى قابل زوال و انعدام نيست . خوانندهء محترم اگر وارد باشد مىداند كه اين پنج مسأله چه نقش مهمى در عالم فلسفه دارند . اين پنج مسأله به منزلهء نتيجهء دو مسألهء اساسى فوق الذكر ( اصالت وجود - تشكيك وجود ) و بالاخص مسألهء اصالت وجود مىباشند . پس در حقيقت از دوازده مسألهء وجود برخى به منزلهء مقدمهء « اصالت وجود » و برخى به منزلهء نتيجهء آن است .