نسبت به همديگر مختلف هستند ( چنان كه هر دو مطلب دانسته شد ) و اين اختلاف و تباين از خارج سرچشمه مىگيرد ولى اختلاف خارجى چون اصيل و عين واقعيت خارج مىباشد ديگر پندارى و اعتبارى نخواهد بود .
شرح
مقالهء هشتم راجع به مساوقت وجود با وجوب ذاتى خواهد آمد ؛ و البته در ضمن بيان نظريههاى دوم و سوم ، راههاى اشكالات خاصى كه بر استدلال عرفا وارد است توضيح داده خواهد شد .
يكى از جهاتى كه موجب شده شيخ اشراق به اعتباريت وجود رأى بدهد همان است كه زمينهء مقدمهء اول استدلال عرفا را تشكيل مىدهد يعنى شيخ اشراق ديده اگر وجود را اصيل و عينى بداند ناچار است كه وجود را مساوى با وجوب ذاتى بداند و چون مساوى بودن وجود با وجوب ذاتى برايش غير قابل قبول بوده به اعتباريت وجود نظر داده .
ولى حقيقت اين است كه « اصالت وجود » مطلبى نيست كه قابل انكار باشد و موضوع مساوى بودن وجود با وجوب ذاتى راه حل ديگرى دارد كه در مقدمهء مقالهء هشتم مشروحا خواهد آمد .