البته نبايد تصور كرد كه اين كثرت ، كثرت عددى است زيرا عدد و شماره نيز يكى از جلوههاى گوناگون هستى مىباشد .
شرح
ذهن ما جلوهگر هستند متكثر و مختلف و متباين هستند و فرض اين است كه عيناً همين امور متكثره و متباينه واقعيت عينى را تشكيل مىدهند پس واقعيت عينى از امور متكثرهء متباينهاى تشكيل يافته است .
و اما اگر وجود را امرى عينى و اصيل ، و ماهيات را اعتبارات ذهن بدانيم جاى اين گفتگو هست زيرا وجود از لحاظ ذهن ما مفهوم واحدى بيش نيست و بايد تحقيق كرد كه آيا حقيقت وجود كه طارد عدم و تشكيل دهندهء خارج است واحد است يا كثير ؟
اگر واحد است چگونه امر واحد من جميعالجهات منشأ انتزاع مهيات كثيرهء متباينه شده ؟ يعنى چرا ذهن ما انواع كثيره و افراد مختلفه دريافت مىكند ؟ و اگر كثير است كثرت در وجود چه نحو است و در اين صورت چرا وجود بيش از مفهوم واحد در ذهن ما ندارد ؟
با توجه به شكلى كه اين مسأله روى اصالت وجود و اعتباريت مهيت به خود مىگيرد و با توجه به نظريات عمدهاى كه در اينجا ابراز شده مىتوان اين مسأله را به اين صورت طرح كرد : آيا وحدت محض بر واقعيت ( وجود ) حكمفرماست يا كثرت محض يا هم وحدت و هم كثرت ؟
در باب وحدت و كثرت وجود سه نظريه است :
( 1 ) . وحدت وجود .
( 2 ) . كثرت و تباين وجودات .
( 3 ) . وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت ( تشكيك وجود ) .