3 . مهيات حقيقيه كه ما آنها را « جلوههاى گوناگون واقعيت خارج در ذهن » ناميديم در عين اينكه نسبت به واقعيت خارج ، اعتبارى و پندارهاى بىاثر هستند
شرح
« شهود » مىدانند و صحت نظريههاى خويش را از همان راه تضمين مىكنند و از اينكه آن نظريهها با قواعد عقلانى وفق ندهد چندان ابائى ندارند زيرا معتقدند كه مرحلهء كشف فوق مرحلهء عقل است و خطاهاى عقل را در مرحلهء كشف مىتوان تصحيح كرد همان طورى كه مرحلهء عقل فوق مرحلهء حس است و ما خطاهاى بىحد و حصر حس را با عقل تصحيح مىكنيم .
عرفا در نظريهء وحدت وجود نيز به همان اصول تكيه مىكنند و ملتزم نيستند كه با اصول عقلى يا حسى سازگار در آيد . لكن گاهى براى الزام و افحام فلاسفه ، با اصول و قواعد عقلانى فلسفى نظريهء فلاسفه را نقض و نظريهء خويش را تأييد مىكنند و احياناً با طرز استدلال محكمى وارد ميدان مبارزه مىشوند كه فلاسفه را به زانو در مىآورند .
« ما نحن فيه » يكى از آن موارد است و روى همين جهت است كه ما نظريهء عرفا را در اينجا آورديم .
استدلال عرفا بر « وحدت وجود » از راه مساوى بودن وجود با وجوب ذاتى و مساوى بودن وجوب ذاتى با وحدت من جميع الجهات است . در حقيقت استدلال عرفا از دو مقدمه و يك نتيجه تشكيل شده به اين ترتيب :
( 1 ) . وجود مساوى با وجوب ذاتى است .
( 2 ) . وجوب ذاتى مساوى با وحدت من جميعالجهات است .
نتيجه : پس وجود مساوى با وحدت من جميعالجهات است .
بلا ترديد هر دو مقدمه جالب تأمل و تعمق بسيارى است . راجع به اينكه آيا وجود مساوى با وجوب ذاتى است ( مقدمهء اول ) يا نه ، در آخر اين مقاله اشارهاى شده و در مقالهء هشتم كه از « ضرورت و امكان » بحث مىشود و مخصوصاً در مقدمهء مفصلى كه براى آن مقاله نوشته شده مشروحا بحث خواهد شد ، و راجع به اينكه آيا وجوب ذاتى مساوى با وحدت است ( مقدمهء دوم ) يا نه ، يعنى اينكه لازمهء وجوب ذاتى وحدانيت است ، در مقالهء 14 آنجا كه در « توحيد واجب الوجود » بحث مىكنيم تحقيق خواهد شد .
و عمده چيزى كه استدلال عرفا را ضعيف مىكند همانا مطالبى است كه در