تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
نيز نور است و بس و هر دو نورند با اينكه مختلف هستند . همچنين حقيقت هستى را اگر به جلوه‌هاى گوناگون خودش نسبت دهيم هم بسيار است و هم يكى .
شرح
در ابتداى اين مقاله گفتيم كه يكى از دو اصل متعارف ما كه مبدأ شروع سير فلسفى ما نيز هست و سر حد فلسفه و سفسطه بايد شمرده شود اين اصل است : « واقعيتى هست و موجودى داريم و جهان هيچ در هيچ و موهوم محض نيست » . اين اصل براى ما يك اصل غير قابل ترديدى بود كه به هيچ وجه نمىتوانستيم در آن ترديد كنيم . سپس گفتيم كه يك امر غير قابل ترديد ديگرى نيز داريم و آن اينكه ذهن به تكثير اين اصل مىپردازد و مظاهر گوناگونى برايش پيدا مىكند و امور متكثره و مختلفه‌اى ( مهيات ) از قبيل انسان و درخت و خورشيد و سنگ و عدد و مقدار و هزارها چيز ديگر را تحت عنوان « موجود » در مىآورد و قهراً اصل اولى « موجودى داريم » به صورت « موجوداتى داريم » در ذهن جلوه مىكند . حالا بايد ببينيم اين كثرتى كه بر ذهن جلوه مىكند حقيقى است يا موهوم ؟ يعنى اين كثرت ذهنى نمايندهء كثرت واقعى موجودات است يا آنكه ذهن به غلط كثرات مىبيند و موجودات فرض مىكند و اين كثرت ذهنى به هيچ وجه نمايندهء كثرتى در واقع و نفس‌الامر نيست . با توجه به مسألهء اصالت وجود كه در پيش گذشت شكل و قيافهء اين مسأله عوض مىشود . در مسأله اصالت وجود گفتيم كه ماهيات كه ذهن آنها را امورى واقعيت‌دار و ذىوجود فرض مىكند همه امورى ذهنى و انتزاعى هستند و تنها چيزى كه واقعيت دارد و « ملأ » خارجى را تشكيل داده است همانا خود وجود و واقعيت است . بنابراين پس هر جا كه پاى تحقيق از عينيت خارجى به ميان مىآيد ماهيات را براى هميشه بايد از حوزهء تحقيق خارج كرد و پاى وجود را به ميان كشيد . در اينجا نيز كه سخن وحدت و كثرت عينيت خارجى در ميان است قهراً بايد « وجود » را موضوع بحث وحدت و كثرت قرار داد . اگر ماهيات را ما امورى عينى و واقعى بدانيم و آنها را ملاك بحث در اين مسأله قرار دهيم جاى گفتگو در كثرت واقعيت عينى نيست زيرا بالبداهه اين مهيات كه در
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 508 | مرتضى مطهرى