گاهى كه به صحنهء ممتدّ زندگى خود تماشا مىكنيم و از طريق ديگر و جنبهء ديگر زندگى خود را مورد بررسى قرار مىدهيم مىبينيم دمى كه كودكى خردساليم در برابر ديدگان پر از احساسات نغز و تازهء ما همان و همان مهر و عطوفت مادر بوده و فكرى
شرح
را كه مورد نيازمندى وى است براى استفادهء خود آماده سازد .
تكاپو و جنبش حيوان براى تحصيل ما يحتاج حيات و آماده ساختن مواد مورد نياز با هدايت و راهنمايى و فعاليت آن قسمت ديگر از ساختمان وجودى حيوان يعنى دستگاه شعور و انديشه و ميل و لذت و اراده انجام مىيابد ؛ از اين رو طبيعت حيوانى براى وصول به اهداف و غايات كمالى خود نيازمند به ميانجى شدن شعور و ادراك و ميل و لذت و خواهش است به خلاف طبيعت نباتى كه به واسطهء وضع مخصوص خود راه تكامل خود را بدون واسطه شدن اين امور طى مىكند .
ما در اين مقاله نمىخواهيم وارد كيفيت ساختمان طبيعى وجود حيوانات و طرز فعاليت اعضا و اجزاى بدن حيوانات بشويم و قسمتى از تشريح يا علم وظائف الاعضاء را براى خوانندهء محترم بيان كنيم و يا اينكه وارد موضوعات علمالنفسى بشويم و از غرائز و تمايلات و شعور و ادراك حيوانات و بالاخص انسان صحبت بداريم و البته اين هر دو قسمت بسيار شيرين و دلكش و سودمند است و علماى حيوان شناسى از يك طرف و علماى علم النفس از طرف ديگر تحقيقات بسيار مفيد و سودمندى در هر دو قسمت نمودهاند و مخصوصاً در قرون اخير پيشرفتهاى فوق العاده و قابل ملاحظهاى در هر دو قسمت حاصل شده و دانشمندان نتيجهء زحمات خود را در اختيار عموم علاقه مندان به علم و دانش گذاشتهاند ؛ و همچنين نمىخواهيم در اينجا وارد اين مبحث فلسفى بشويم كه آيا نفسانيات حيوان جنبهء مادى دارد و از خواص معيّنهء تشكيلات مادى بدن حيوان است و يا وجود مستقل دارد ؟
و به اصطلاح معمول فلسفى جديد آيا اصالت با روح است يا با ماده يا با هر دو يا با هيچكدام ؟ هيچيك از اين قسمتها مربوط به مدعاى اين مقاله نيست .
آنچه مربوط به مدعاى اين مقاله است كيفيت ميانجى شدن و واسطه واقع شدن ادراكات حيوان است ميان طبيعت حيوانى و غايات و اهداف آن ، و البته آن هم نه تمام ادراكات بلكه قسمتى از ادراكات كه ما آنها را « ادراكات اعتبارى » مىخوانيم و اگر احياناً وارد قسمتهاى ديگر بشويم بر سبيل مقدمه خواهد بود . در اينجا تذكر چند نكته