وقت و هر كجا باشد اعم از شاه و گدا ، اعم از مرد و زن ، اعم از عاقل و ديوانه ، اعم از بيابانى و شهرى ، اعم از دانشمند و نادان يك واحد طبيعى است كه در دايرهء هستى خود يك سلسله خواص و آثار طبيعى را از قبيل تغذيه و تنميه و توليد مثل به حسب طبيعت و تكوين « جبراً » انجام مىدهد و چندى بدين سان زندگى خود را ادامه داده و سپس از ميان رفته و آثار وى نيز از ميان مىروند . اين يك جنبهء وجود موجود زنده ( مثلًا انسان ) است كه مورد مطالعه قرار مىدهيم . حالا از جنبهء ديگر مورد بررسى قرار مىدهيم :
شرح
( 1 ) . در ساختمان وجودى انسان و هر حيوانى دو قسمت ديده مىشود : دستگاه طبيعت ، دستگاه نفسانيات .
حيوان از طرفى داراى جهازات بدنى و طبيعى از قبيل جهازات تنفس و تغذيه و توليد مثل و غيره است كه هر يك از آنها اعمال ويژهاى را در وجود موجود زنده با طرز شگفت انگيزى انجام مىدهند كه در كتب تشريح و فيزيولوژى حيوانى مسطور است و از طرف ديگر مجهز به دستگاه شعور و انديشه و ميل و لذت و اراده و خواهش است كه آن نيز با طرز مخصوصى در كار و فعاليت است و در كتب علمالنفس مسطور است .
در قسمت اول نباتات با حيوانات كم و بيش شريكند يعنى نباتات نيز داراى جهازات طبيعى از قبيل تنفس و تغذى و توليد مثل هستند و اين جهازات براى بقاى فرد يا بقاى نوع فعاليت مىكنند و همان غايتى را كه جهازات طبيعى حيوانى به نفع حيوان تحصيل مىكنند جهازات نباتى به نفع نبات تحصيل مىكنند با اين فرق كه جهازات نباتى معمولًا سادهتر و بسيط تر و جهازات حيوانى مفصلتر و وسيعتر و زيادتر است و قهراً احتياجات بيشترى را براى حيوان توليد مىكند و از طرف ديگر تغذى نبات از موادى است كه معمولًا در دسترس وى هست از قبيل هوا و مواد خاكى و رطوبت به خلاف حيوان كه معمولًا از مواد نباتى يا حيوانى بايد تغذى كند و اين خود بر احتياجات وجودى حيوان مىافزايد و او را مجبور مىكند كه نقل مكان داده از نقطههاى دور دست تحصيل غذا نمايد .
حيوان در اثر اينكه از طرفى ساختمان وجودى وى وسيعتر و نيازمنديهاى بيشترى دارد و از طرف ديگر ما يحتاج زندگانىاش در دسترس وى نيست ناچار است براى آنكه قسمت مهم ما يحتاج خود را تحصيل كند به تكاپو و جنبش بپردازد و موادى