مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 402
ما در نگاه نخستين ، پديدههاى جهان را به دو قسم مختلف : موجودات زنده ( داراى شعور ) و موجودات غير زنده تقسيم مىنماييم 1 و گاهى كه در يك موجود غير زنده مانند يك فرد درخت تأمل نماييم مىبينيم از مختصات حقايق است ، كه براى نمونه چند مثال در بالا ذكر شد ، استناد شود مانند معظم استدلالاتى كه معمولًا در « فن اصول » به كار برده مىشود . طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست ؟ در امور اعتبارى رابطه بين دو طرف قضيه همواره فرضى و قرار دادى است و اعتبار كننده ، اين فرض و اعتبار را براى وصول به هدف و مصلحت و غايتى نموده و هر گونه كه بهتر او را به هدف و مصلحت منظور وى برساند اعتبار مىكند . يگانه مقياس عقلانى كه در اعتباريات به كار برده مىشود لغويّت و عدم لغويّت اعتبار است و البته در اين جهت خصوصيت اعتبار كننده را بايد در نظر گرفت ؛ مثلًا اگر اعتبار ، اعتبار خيالى و وهمى است مصالح و اهداف آن قوه را بايد در نظر گرفت و اگر اعتبار ، اعتبار عقلى است مصالح و اهداف آن قوه را بايد در نظر داشت ؛ و همچنين فرق است بين اعتبارات قانونى يك نفر بشر و اعتبارات قانونى كه به وسيلهء « وحى الهى » تعيين مىشود . ولى در اين جهت فرقى نيست كه هر كس و هر چيز و هر فرد و هر دسته كه چيزى را اعتبار مىكند غايت و هدفى در اعتبار خود دارد و وصول به آن هدف را مقصد قرار مىدهد و اگر چيزى را براى مقصد خاصى اعتبار كرد ممكن نيست كه عين همان قوهء اعتبار كننده چيز ديگرى را اعتبار كند كه او را از وصول به آن مقصد دور كند . پس يگانه مقياس سير و سلوك فكرى در اعتباريات همانا مقياس لغويّت و عدم لغويّت است . ( 1 ) . معمولًا موجود زنده يا ذى حيات به مطلق موجوداتى گفته مىشود كه داراى