تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
كه به مصداقى مىدهيم مصداق ديگرى واقعى نيز دارد كه از آنجا گرفته شده ؛ مثلًا اگر انسانى را « شير » قرار داديم يك شير واقعى نيز هست كه حد شير از آن اوست . ( 4 ) . اين معانى و همى در عين حال كه غير واقعى هستند آثار واقعيه دارند ، پس مىتوان گفت اگر يكى از اين معانى وهميه فرض كنيم كه اثر خارجى ( مناسب با
شرح
« وهمى » اطلاق مىشود و اين از آن جهت است كه هيچيك از آن ادراكات ، تصوير و انعكاس يك امر واقعى و نفس‌الامرى نيست و از يك واقعيت نفس‌الامرى حكايت نمىكند و مصداقى جز آنچه انسان در ظرف توهم خويش فرض نموده ندارند . نكته‌اى كه تذكرش لازم است اين است كه ممكن است بعضى چنين بپندارند كه مفاهيم اعتبارى ( مثلًا مفهوم مالكيت و مملوكيت ) چون مفاهيمى فرضى و قرار دادى هستند و ما بحذاء خارجى ندارند پس صرفاً ابداعى و اختراعى هستند يعنى اذهان از پيش خود با يك قدرت خلّاقهء مخصوصى اين معانى را وضع و خلق مىكنند ؛ ولى اين تصور صحيح نيست زيرا همان طورى كه در مقالهء 5 گفتيم قوهء مدركه چنين قدرتى ندارد كه از پيش خود تصويرى بسازد اعم از آنكه آن تصوير مصداق خارجى داشته باشد ( حقايق ) يا نداشته باشد ( اعتباريات ) ، و همان طورى كه در آن مقاله مشروحا بيان شد مادامى كه قوهء مدركه با يك واقعيتى اتصال وجودى پيدا نكند نمىتواند تصويرى از آن بسازد و فعاليتى كه ذهن از خود نشان مىدهد عبارت است از انواع تصرفاتى كه در آن تصويرات مىنمايد از قبيل حكم و تجريد و تعميم و تجزيه و تركيب و انتزاع . اينجا ممكن است اين اشكال يا سؤال به نظر برسد كه آن ضابطهء كلى كه در مقالهء 5 بيان شد در مورد « ادراكات حقيقى » صادق است و در « اعتباريات » صادق نيست زيرا همان طورى كه در بالا اشاره شد حقايق مصداق واقعى دارند و پيدايش آنها را از راه اتصال وجودى قوهء مدركه با مصداقهاى واقعى مىتوان توجيه كرد به خلاف اعتباريات كه مصداق واقعى ندارند ، پس آيا مىتوان گفت كه ذهن مفاهيم اعتباريه را از پيش خود وضع و خلق مىكند ؟ پاسخ اين اشكال واضح است زيرا چنان كه به تدريج در ضمن مقاله معلوم خواهد شد هيچيك از ادراكات اعتبارى عناصر جديد و مفهومات تازه‌اى در مقابل ادراكات حقيقى نيستند كه عارض ذهن شده باشند و ما ناچار باشيم راه ورود آنها را به ذهن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 394 | مرتضى مطهرى