تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود : ( 1 ) . اين معانى وهميّه در ظرف « توهّم » مطابق دارند اگر چه در ظرف خارج مطابق ندارند ؛ يعنى در ظرف تخيل و توهم 1 مثلًا انسان مصداق شير يا ماه است اگر چه در
شرح
فلسفى و صنعتى كه در دنيا پديد آمده به دنبال انقلابهاى ادبى بوده . در تمدن جديد اروپا تأثير وجود شعرا و نويسندگان بزرگ كشورهاى اروپايى كمتر از تأثير وجود علماى طبيعى و رياضى و فلاسفه و مخترعين و مكتشفين نبوده است . ( 1 ) . عمل تشبيه و استعاره به حكم غريزه و فطرت در ميان تمام افراد و طوايف و قبائل بشر معمول بوده و مىباشد ، تمام مردم همواره در نظم و نثر خود به كار برده و مىبرند و عملًا بين مردم در به كار بردن و به كار نبردن تشبيهات و استعارات اختلافى نيست ، ولى علماى ادب در مقام توجيه علمى و بيان ماهيت اين عمل غريزى با يكديگر اختلاف دارند . جمهور علماى ادب قبل از سكّاكى استعاره را از شؤون الفاظ مىدانستند و معتقد بودند كه استعاره جز نقل مكان دادن الفاظ و به كار بردن لفظى به جاى لفظ ديگر به واسطهء علاقهء مشابهت بين معانى آن دو لفظ چيزى نيست ؛ مثلًا انسان هنگامى كه مىخواهد بفهماند فلان شخصى كه مىآيد شجاعت شير دارد به جاى آنكه نام خودش را ببرد مىگويد « شير آمد » يعنى كلمهء « شير » را كه نام آن حيوان مخصوص است و ضرب المثل شجاعت است به جاى نام خود آن شخص مىگذارد و با آن لفظ « عاريتى » از آن شخص تعبير مىكند . پس ماهيت استعاره عبارت است از به كار بردن لفظى به جاى لفظ ديگرى كه بين معناى آن دو لفظ مشابهت وجود دارد ، به منظور اثبات يكى از اوصاف يكى از ايندو براى ديگرى . ولى سكّاكى ( متوفّى قرن هفتم هجرى ) معتقد شد كه استعاره از شؤون الفاظ نيست بلكه از شؤون معانى است يعنى از اعمال مخصوص ذهن است و در مورد عمل استعاره هيچگاه لفظ از جاى خود تكان نمىخورد و در غير معناى اصلى خود استعمال نمىشود . استعاره حقيقتاً يك عمل نفسانى و ذهنى است يعنى انسان در ذهن خود فرض و اعتبار مىكند كه « مشبه » يكى از مصاديق « مشبه به » است و خارج از آنها نيست و حد و ماهيت مشبه به را در تخيل خود منطبق به مشبه مىكند . همواره بناى محاورهء بشر در مقام تعبير و القاى مطلب به مخاطب بر اين است كه متكلم در ضمن