نخواهد بود .
( 7 ) . ممكن است اين معانى وهميه را اصل قرار داده و معانى وهميهء ديگرى از آنها
شرح
دست مىآيد ، و هم در اينكه طرز سلوك و رفتار و قوانين اصلى اين جنبش و فعاليت چيست ، اختلاف نظرهايى بوده و هست و همين اختلاف نظرهاست كه روشهاى مختلف منطقى را به وجود آورده است ولى در اصل موضوع كه ذهن يك نوع فعاليتى مىكند و در آن فعاليت ، معلومات و اطلاعات قبلى را وسيله قرار داده مجهولى را تبديل به معلوم مىسازد بين منطقيين يا فلاسفه يا روانشناسان اختلافى نيست و حتى حسى مسلكترين علما نيز اذعان دارند كه وصول ذهن به يك قانون تجربى علاوه بر مشاهدهء مستقيم و آزمايش عملى نيازمند به فعاليت ويژهء فكرى براساس استفاده از معلومات و اطلاعات قبلى است . ذهن به وسيلهء فعاليت فكرى پيشروى مىكند يعنى مجهولى را تبديل به معلوم مىسازد و از اين راه بر معلومات خويش مىافزايد و ممكن است اين پيشروى ادامه پيدا كند و چنان كه دانستيم اين پيشروى به خودى خود و ابداعى محض نيست بلكه در نتيجهء تصرف و مورد استفاده قرار دادن معلومات و اطلاعات قبلى ذهن است و در حقيقت همان معلومات و ادراكات قبلى است كه باعث اين پيشروى و موجد و پديد آورندهء اين ادراك جديد است و از اين جهت است كه افكار و ادراكات جديدى كه به وسيلهء عمل تفكر براى ذهن حاصل مىشود همواره از نوع همان معلومات و اطلاعات قبلى است و بين آنها سنخيت برقرار است . پس همان طورى كه در متن مقالهء 5 صفحهء 330 گذشت : « بستگى و رابطهء معلومات و اطلاعات قبلى با نتيجهء جديدى كه به واسطهء عمل تفكر از آنها به دست آمده به « توالد و بار آورى مادى » خالى از شباهت نيست » . رابطهء توليدى كه در بالا نام برده شد ناظر به همين مطلب است يعنى عبارت است از علاقهاى شبيه توالد و پدر و فرزندى كه به واسطهء عمل تفكر ( طبق اصول و قوانين منطق ) بين بعضى از ادراكات با بعضى ديگر برقرار مىشود .