تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
كرد و روزى ديگر به واسطهء بروز احساسات ديگرى « موش » قرار داد . پس اين معانى قابل تغيير مىباشند و با تبدل عوامل وجودى خود ( احساسات درونى ) متبدل مىشوند . ( 3 ) . هر يك از اين معانى و همى روى حقيقتى استوار است 1 يعنى هر حد و همى را
شرح
قضاوتهاى شاعرانه دستخوش همين اختلافات است به خلاف قضاوتهاى عقلانى و نظرى كه از نفوذ اين عوامل آزاد است . شاعر تحت تأثير احساسات ويژه و نيروى تخيل ، كوهى را كاه و كاهى را كوه مىبيند ، در يك حال چيزى را در كمال حسن و زيبايى و در حال ديگر همان چيز را در نهايت زشتى و ناهنجارى مىبيند و همچنين . . . مطابق نقل عروضى سمرقندى هنگامى كه فردوسى هنوز شاهنامه را پيش سلطان محمود نبرده بود و اميد حمايت و مساعدت از او داشت اين اشعار را در وصف سلطان غزنوى سرود :چو كودك لب از شير مادر بشست * ز گهواره « محمود » گويد نخست به تن زنده پيل و به جان جبرئيل * به كف ابر بهمن به دل رود نيل جهاندار محمود شاه بزرگ * به آبشخور آرد همى ميش و گرگولى پس از آنكه شاهنامه را پيش سلطان محمود برد و حاسدان سعايت كردند و گفتند « او مردى « رافضى » است و دليل رافضى بودنش هم اين است كه در آغاز شاهنامه از اهل بيت پيغمبر نام برده » و سلطان عنايتى به فردوسى نكرد فردوسى صد بيت در هجاى شاه غزنوى سرود و بعدها در اثر خواهش « سپهبد شهريار » پادشاه طبرستان آن اشعار را محو كرد . اين ابيات از آن جمله است :پرستار زاده نيايد به كار * و گر چند باشد پدر شهريار به تنگى نبد شاه را دستگاه * و گرنه مرا بر نشاندى به گاه چو اندر تبارش بزرگى نبود * ندانست نام بزرگان شنود( 1 ) . كلمهء « حقيقى » بر افكار و ادراكات نظرى از آن جهت اطلاق مىشود كه هر يك از آنها تصوير يك امر واقعى و نفس‌الامرى است و به منزلهء عكسى است كه از يك واقعيت نفس‌الامرى برداشته شده ، و اما بر افكار و ادراكات عملى و اعتبارى كلمهء