تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
از اين بيان نتيجه گرفته مىشود : ( 1 ) . اگر تصديقى علمى ( مقابل شك ) فرض كنيم ، يا خود آن مفروض بديهى است يا منتهى به بديهى ، و به عبارت ديگر ما تصديق بديهى داريم .
شرح
ذهن پس از آنكه اين دو اصل را پذيرفت مىتواند از تجربيات خود نتيجه بگيرد ، زيرا تجربه كوشش مىكند كه رابطهء بين دو حادثهء جزئى را در يابد و عليت يك حادثه‌اى را براى حادثهء ديگر به دست آورد و چون ذهن اذعان دارد كه صدفه محال است و حادثه بدون علت نيست قهراً اذعان مىكند كه حادثهء مورد نظر بلاعلت نيست ، آنگاه با روشهاى مخصوص كه علماى تجربى عملًا در آزمايشهاى خود به كار مىبرند علت واقعى آن حادثه را به دست مىآورد ( علماى تجربى از قبيل فرانسيس بيكن (Francis Bacon) و استوارت ميل (Stuart Mill) دستورهاى عملى سودمندى براى طرز آزمايش و به دست آوردن علت حقيقى هر حادثه پيشنهاد كرده اند . آن دستورها مورد استفادهء دانشمندان علوم طبيعى واقع شده و اگر آن روشها در عمل رعايت نشود آزمايش نتيجه نمىدهد ، ولى خواننده محترم مىداند كه صحت هر آزمايشى موقوف به رعايت آن روشهاست ولى صحت آن روشها را عامل تجربه تضمين نكرده است و ناچار صحت آن روشها را با يك نوع استدلال عقلى كه خود منكر صحتش هستند به دست آورده‌اند ) و پس از آنكه عليت يك حادثه را براى يك حادثهء ديگر در موارد جزئى به دست آورد به حكم اصل سنخيت بين علت و معلول و اينكه علت معين همواره معلول معين را ايجاب مىكند - كه فلسفهء تعقلى صحت آن را تضمين كرده است - آن حكم جزئى را تعميم مىدهد و قوس صعودى را طى كرده قانون كلّى مىسازد ، ولى البته چيزى كه دشوار است اين است كه تجربه و آزمايش عملًا بتواند علت واقعى يك حادثه را در ميان انبوه امورى كه احتمال مىرود هر يك از آنها علت حادثه باشند و امور ديگرى كه آزمايش كننده احتمال مىدهد از نظر وى دور باشند ، درك كند . جنبهء غير يقينى قضاياى تجربى از همين جا سرچشمه مىگيرد . علت تغيير و تبديل‌هاى قضاياى تجربى كه به چشم خود مىبينيم به سرعت انجام مىگيرد همين است . و اما ايرادى كه منطق تجربى بر روش استنتاج منطق تعقلى مىگيرد و مدعى است كه سير از كلى به جزئى و استدلال قياسى يا تكرار امر معلوم است و يا مصادره بر مطلوب ، پاسخش اين است كه اولًا خود همين استدلال منطق تجربى استدلال قياسى