تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
حضورى موجود است . پس ، از روى همين نظر مىتوان دايرهء برهان را وسيع‌تر گرفت و از براى نتيجه ، عموم بيشترى به دست آورد . مىگوييم چون هر علم و ادراك مفروضى خاصهء كشف از خارج و بيرون نمايى را داشته و صورت وى مىباشد بايد
شرح
اصطلاح آن را با علم حصولى پيش خود معلوم مىسازد . مطابق اين نظريه مبنا و مأخذ تمام علمهاى حصولى يعنى تمام اطلاعات معمولى و ذهنى ما نسبت به دنياى خارجى و دنياى داخلى ( نفسانى ) علمهاى حضورى است و ملاك و مناط علمهاى حضورى اتحاد و اتصال وجودى واقعيت شئ ادراك كننده و واقعيت شئ ادراك شده است . بعداً معنى اتصال وجودى واقعيتى با واقعيت نفس را بيان خواهيم كرد . در اينجا لازم است مقدمتاً براى مزيد توضيح ، فرق علم حضورى و علم حصولى را بيان كنيم ( هر چند مكرر در طى اين مقالات به فرق ايندو اشاره شده است ) . علم حصولى يعنى علمى كه واقعيت علم با واقعيت معلوم دوتاست ، مثل علم ما به زمين و آسمان و درخت و انسانهاى ديگر . ما به اين اشياء علم داريم يعنى از هر يك از آنها تصورى پيش خود داريم و به وسيلهء آن تصورات كه صورتهايى مطابق آن واقعيتها هستند آن واقعيتها را مىيابيم . در اينجا واقعيت علم ، تصويرى است كه در ذهن ما موجود است و واقعيت معلوم ، ذاتى است كه مستقل از وجود ما در خارج موجود است . مثلًا ما صورتى از چهرهء فلان رفيق در حافظهء خود داريم و هر وقت بخواهيم به وسيلهء احضار و مورد توجه قرار دادن آن صورت ، چهرهء رفيق خود را ملاحظه مىكنيم . بديهى است كه آن چيزى كه پيش ما حاضر است و در حافظهء ما جا دارد صورتى است از چهرهء رفيق ما نه واقعيت چهرهء رفيق ما . علم حضورى آن است كه واقعيت معلوم عين واقعيت علم است و شئ ادراك كننده بدون وساطت تصوير ذهنى شخصيت واقعى معلوم را مىيابد ، مثل آن وقتى كه ارادهء كارى مىكنيم و تصميم مىگيريم يا آن وقتى كه لذت يا اندوهى به ما دست مىدهد . واقعيت اراده و تصميم و لذت بر ما هويداست و ما در آن حال بدون وساطت تصوير ذهنى ، آن حالات مخصوص را مىيابيم . اين فرق علم حصولى با علم حضورى در ناحيهء علم و معلوم بود . يك فرق ديگر بين ايندو در ناحيهء عالم است و آن اينكه در علم حضورى قوهء مخصوص و آلت