اشكال
ممكن است برخى از كنجكاوان به ما خرده گرفته و بگويند به طورى كه تحقيقات دانشمندان به دست مىدهد و آثار پيشينيان دلالت مىكند ، پرستش خداى يگانه در ميان خدا پرستان بسيار دير رواج پيدا كرده و روزگاران درازى پيش از آن ، بشر در بت پرستى مىزيسته و يا ارباب انواع مىپرستيده است .
از يك سوى بشر از براى هر يك از انواع مانند انسان ، زمين ، درياها ، صحراها ، خدايى توهّم مىكرده و زمام امور همان نوع را به دست وى مىداده است ، گاهى خورشيد و ماه و ستاره را به مناسبت تأثيرات آنها مىپرستيده است ، و از يك سوى خدايان اتفاقى يا اختصاصى تشريفى مانند خداى فلان شاه ، خداى فلان قبيله را پرستش مىنموده است .
درختهاى پير و كهنسال ، بناهاى كهنه ، كوههاى سركشيده و رودخانههاى نيرومند نيز مورد عبادت قرار مىگرفتند .
و پس از زمانى كه عصر دين پيدا شد به جاى خدايان پراكنده يك خدا نشانيده شد .
شرح
واجب الوجود بالذات واجب من جميع الجهات و الحيثيات است ، يعنى امكان ندارد كه موجودى قابليت خاصى پيدا كند و از طرف ذات واجب افاضهء فيض نشود ، پس ممكن نيست كه بشرى آمادهء تلقى وحى بشود و از طرف واجب الوجود به او وحى نشود .
عليهذا بسيار عاميانه است كه كسى بگويد : غرض از ارسال رسل هدايت مردم است ، وقتى كه از طرف يكى از خدايان بعثت صورت گرفت ديگران لزومى نمىبينند كه دخالت كنند ، واجب كفايى است و با پيشقدمى يك فرد وظيفه از ساير خدايان ساقط مىشود !
بديهى است كه در اين برهان به قول پيامبران استناد نشده است يعنى نمىگوييم چون پيامبران مىگويند خدا يكى است ما هم تعبدا مىگوييم خدا يكى است ، بلكه مىگوييم نبوّتها به عنوان پديدههاى خاص كه نشانههايى از ماوراء الطبيعى بودن دارند از ماوراء افق طبيعت تحريك و برانگيخته شدهاند و همه تحت تأثير يك عامل ماوراء الطبيعى هستند و اگر عامل ديگرى هم در كار مىبود آثارى از او ظهور مىكرد .