مقيد ساخته و از اطلاق انداختهاند : « انسان كوتاه سفيد » مقيدى است كه از سه تا مطلق به وجود آمده است . پس ما مطلق را تصور مىكردهايم ولى در ميان قيود .
شرح
على عليه السلام نيز جملههايى ديده مىشود كه در ابتدا به نظر مىرسد طرفدار تعطيل و تعبد در معارف الهى مىباشند و هر گونه مداخلهء عقل را در ساحت معارف الهى ناروا مىشمارند و شاهباز عقول را از رسيدن به قلّهء شناخت ذات حق ناتوان مىشمارند . به قول حافظ :عنقا شكار كس نشود دام بازگير * كانجا هميشه باد به دست است دام رادر خطبهء اول نهج البلاغه مىفرمايد :
الّذى لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن .
همتها هر اندازه دور پروازى كنند او را نمىيابند و زيركيها هر اندازه در ژرفاى درياى انديشه فرو روند به او نائل نمىگردند .
در خطبهء 87 مىفرمايد :
و انّك انت اللّه الّذى لم تتناه فى العقول فتكون فى مهبّ فكرها مكيّفا و لا فى رويّات خواطرها فتكون محدودا مصرّفا .
همانا تو آن خدايى هستى كه در عقلها نمىگنجى تا در معرض وزش انديشهها نقشپذير كيفيات بشوى ، و نه تحت كنترل فكر در مىآيى تا محدود و قابل تغيير باشى .
در بعضى از آثار دينى آمده است :
احتجب عن العقول كما احتجب عن الابصار .
همچنانكه از چشمها پنهان است از عقلها پنهان است .
اين مطلب دامنهء درازى دارد ولى به صورتى كه « معطّله » طرح مىكنند البته صحيح نيست . مفاد جملههاى بالا نيز غير آن چيزى است كه « معطّله » ادعا مىكنند .