تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
دو قسمت است ، تحت عنوان « فانّ لقائل ان يقول . . . » فرضيّهء ذيمقراطيس را بيان و رد مىكند . طبق نظر فلاسفه ممكن نيست كه جسم از ذرّاتى تركيب شده باشد كه خاصّيت ذاتى آنها اين باشد كه غير قابل التحام باشند . آنچه امروز به ثبوت رسيده بيشتر بر ردّ نظر ذيمقراطيس است نه ردّ نظر حكما . ذيمقراطيس معتقد بود كه جسم از ذرّات ممتنع الانقسامى تشكيل شده و امتناع انقسام را ناشى از طبيعت جسميّت آنها مىدانست و حكما معتقد بودند كه جسم - همانطور كه محسوس است - متّصل واحد است . آنچه علم امروز ثابت كرده است آن است كه جسم محسوس ، متّصل واحد نيست و از اين جهت بر خلاف نظر حكماست ولى از آن جهت كه ذرّات را قابل انقسام مىداند و هم از اين جهت كه طبق نظر علماى امروز علّت عدم التحام ذرّات ، خصوصيّات نوعى آنهاست نه طبيعت جسمى آنها ، نظر حكما را تأمين مىكند . حكما دربارهء اين جهت كه ذرّات داراى طبايع مختلف باشند و علّت عدم التحام طبيعت نوعى باشد ، بحث كرده‌اند و شيخ در « الهيّات » مانعى نمىبيند . در اين باره مجدّدا بحث خواهيم كرد . عليهذا در عصر ما كه نظريّهء ذيمقراطيس از جنبهء مركّب بودن جسم از ذرّات پذيرفته شده است ، برهان فصل و وصل ارزش خود را از دست مىدهد ، به اين معنى كه فصل و وصل‌هاى محسوس - كه يك مقدّمهء اين برهان است - ديگر فصل و وصل واقعى نيست . بنا بر نظريّهء علماى امروز ، محلّ كلام از جسم محسوس بايد به ذرّات اتمى منتقل شود ؛ اگر ذرّات اتمى ، فصل و وصل پذير باشند برهان فصل و وصل حكما در مورد آنها زنده مىشود ؛ يعنى جاى اين هست كه بحث شود آيا اجرام ذرّات ، عارض بر حقيقتى ديگر هستند كه آنها را به خود مىگيرد و رها مىكند يا چنين نيست ؟ بعداً دربارهء اين مطلب ، مفصّل‌تر بحث خواهيم كرد . امّا تفصيل برهان فصل و وصل . اين برهان چهار مقدّمه دارد : الف . مفهوم « اتّصال و انفصال » و يا « وصل و فصل » كه در اين برهان به كار مىرود به چه معنى است ؟ كلمهء « اتّصال و انفصال » يك مفهوم عرفى دارد و يك مفهوم رياضى و يك مفهوم فلسفى ، و در اينجا مفهوم خاصّ فلسفى منظور است . عامّهء مردم لغت « اتّصال » را گاهى در مورد دو چيزى به كار مىبرند كه داراى يك انتها باشند ، مانند دو خط يا [ دو ] سطح كه داراى يك نهايت باشند . مثلًا دو خطّى كه يك زاويه ايجاد مىكنند در نقطهء زاويه با هم اشتراك دارند و لهذا گفته مىشود اين دو