تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
نقص آغاز مىنمايد و فاقد است و تدريجا واجد مىگردد ، پس ناچار علاوه بر طبيعت ، حقايق و كانونهايى وجود دارد كه طبيعت را از مرحلهء نقص و ضعف به حدّ كمال و قوّه سوق مىدهد . كسانى كه از طريق نفس استدلال كرده‌اند ، يك راه ديگر را نيز طى كرده‌اند و آن راه « غايات » است يعنى اينكه نفس انسان دائما در حال طلب است ، و طلب بدون مطلوب ممكن نيست ، همچنانكه حركت بدون جهت محال است ؛ و از طرفى خاصيّت نفس اين است كه به هيچ مطلوبى قانع نمىگردد مگر مطلوبى كه كمال مطلق باشد كه وجودش « كلّ الوجودات » و مطلوبيّتش مطلوبيّت « كلّ المطلوبات » باشد ، و اين خود دليل بر وجود چنان قطبى در جهان است . البتّه اين مطالب نيازمند به توضيح بيشترى است كه اكنون مجال آن نيست .
من فى حدوث العالم قد انتهج * فانّه عن منهج الصّدق خرج
هر كسى كه ( متكلّمين ) در ( راه ) حدوث عالم گام برداشته است ، پس او از راه راستى بيرون رفته است شرح : متكلّمين از راه حدوث عالم در مقام اثبات صانع عالم برآمده‌اند . بيان متكلّمين ، از دو برهان تشكيل مىشود كه نتيجهء برهان اوّل براى برهان دوم صغرى واقع مىشود بدين نحو : برهان اوّل : العالم متغيّر ، و كلّ متغيّر حادث ، فالعالم حادث . نتيجهء اين برهان ( فالعالم حادث ) را صغرى براى برهان دوم قرار مىدهند : العالم حادث ، و كلّ حادث يحتاج الى محدث ، فالعالم يحتاج الى محدث . در اينجا آخرين نتيجه از نظر متكلّمين - يعنى نياز عالم به محدث و صانع - اثبات مىشود . متكلّمين براى اثبات مدّعاى خود دو چيز را بايد اثبات كنند : 1 . كبراى قياس اوّل ( كلّ متغيّر حادث ) . 2 . كبراى قياس دوم ( كلّ حادث يحتاج الى المحدث ) . متكلّمين براى اثبات كبراى برهان اوّل بيانى دارند كه مورد قبول حكما و