تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
خلاصه اينكه وجود حركات را در عالم نتوان انكار كرد ، و فرضا نگوييم : سراسر عالم « حركت » است ، و نيز فرضا نگوييم : عالم يك « واحد حركت » است ، نخواهيم توانست وجود حركت را در عالم انكار كنيم . 2 . حركت ، نيازمند به قوّهء محرّكه‌اى است كه مباشر و ملازم و مقارن با حركت باشد . همچنانكه در مبحث « علّت و معلول » از « امور عامّه » گفته‌ايم « قانون جبر » كه در فيزيك مطرح است ناقض اين اصل فلسفى نيست . 3 . در محلّ خود ثابت شده است : علّت طبيعى حركت بايد خود متغيّر و متحرّك باشد ؛ يعنى طبيعت نمىتواند مبدأ تغيير واقع گردد مگر آنكه خود متغيّر باشد ، و قانون « علّة المتغيّر متغيّر » دربارهء علل طبيعى صد در صد صادق است . 4 . همچنانكه در محلّ خود ثابت است ، تسلسل علل غير متناهيه محال است ؛ يعنى سلسلهء علل همواره بايد منتهى به علّتى بشود كه آن علّت ، معلول نباشد . بنا بر مقدّمات فوق ، حركاتى كه در عالم وجود دارند ، از وجود يك سلسله نيروها كه مبدأ آن حركات مىباشند حكايت مىكنند . آن نيروها به حسب فرض عقل ، يا نيروى طبيعى هستند و يا ماوراى طبيعى . اگر نيروها ماوراء طبيعى باشند پس ما در گام اوّل به ماوراء طبيعت رسيده‌ايم . امّا اگر آن نيروها طبيعى باشند - كه واقعا همچنين است زيرا در محلّ خود ثابت شده كه محال است حركات ظاهرى اين عالم مستقيما از ماوراى طبيعت ( ماوراء الطبيعه ) نشأت گيرند - به حكم اينكه قواى طبيعى بايد متغيّر باشند پس خود نيازمند به نيروهاى ديگرى هستند كه در خود اينها حركت و تغيير ايجاد كند ، و باز نقل كلام مىشود به قوايى كه مبدأ تغيير در اين قوا هستند و بالاخره در نهايت امر بايد معتقد شويم كه همواره در بن و ريشهء عالم ، قوّه و يا قواى ثابت و ماوراء الطبيعى كه همهء حركات از آنجا ناشى مىشود وجود دارد ، و اين همان « برهان محرّك اوّل ارسطويى » است « 1 » .
هامش
( 1 ) . [ اين برهان به تفصيل در درسهاى اسفار استاد شهيد در حوزهء علميّهء قم كه به صورت كتاب حركت و زمان منتشر شده تقرير گرديده است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 512 | مرتضى مطهرى