تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
عين موجد و عين ايجاد است و آن داده شده‌اى كه مىتواند در عين حال عين دادن باشد وجود است و جز با فرض اصالت وجود معنا ندارد زيرا « الماهيّة من حيث هى ليست الّا هى » . اين برهانى است كه ما اقامه كرده‌ايم و شايد با برهان قوم قابل انطباق باشد .

مقدّمهء يازدهم

در مقدّمهء پنجم ، در اينكه بحث معروف « جعل » « 1 » در جعل تأليفى جارى باشد ترديد كرديم . اكنون مىگوييم بنا بر اصالت وجود در جعل و در تحقّق ، حقيقت ايجاد عين حقيقت وجود است و چگونه ممكن است ما حقيقت ايجاد را تقسيم بكنيم به ايجاد فى نفسه و ايجادى كه رابط است ؟ زيرا هر ايجادى را در نظر بگيريم حقيقتش رابط است پس دو نوع ايجاد نمىتوانيم داشته باشيم ، و بنا بر اينكه وجود ، مجعول است و وجود عين ايجاد است چنين به نظر مىرسد كه ما دو نحوه جعل و دو نحوه وجود و دو نحوه ايجاد نداريم . حقيقت مطلب اين است كه در مواردى كه توهّم مىشود كه جعل تأليفى وجود دارد مثل مورد جعل صورت براى مادّه و جعل عرض از براى موضوع ، جز جعل بسيط چيز ديگر نيست ؛ يعنى چنين نيست كه بتوان چيزى را مفروض الوجود گرفت و چيز ديگرى را براى او جعل كرد و به تعبير صحيح‌تر او را چيز ديگر قرار داد بدون آنكه پاى جعل بسيطى در كار باشد و بدون آنكه افاضهء وجود به نفس آن شىء مفروض بشود ، چيزى كه هست خود جعل بسيط بر دو قسم است : يا جعل وجود ثابت است و يا جعل وجود سيّال ، و در آنجا كه جعل وجود سيّال است چون از براى آن شىء در مراحل مختلف ، معانى و ماهيّات كثيره اعتبار مىشود و شؤوون و جلوات متعدّده پيدا مىكند و ذهن كثرت ساز انسان مرتبه‌اى را از مرتبهء ديگر ، و جلوه را از متجلّى جدا مىسازد و به صورت شىء مباين اعتبار مىكند ، در بادى نظر چنين توهّم مىكنيم كه چيزى مفروض گرفته شده است و مورد تعلّق جعل و علّيت ، شدن اين چيز است چيز ديگر به نحو تأليف ، در صورتى كه اين اعتبارى است از نفس شدن خود شىء .
هامش
( 1 ) . يعنى اينكه « آيا جعل به وجود تعلّق مىگيرد يا به ماهيّت يا به صيرورت ؟ »
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 346 | مرتضى مطهرى