تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
به جعل تأليفى گفته است ، در اينجا خلطى در بيان جعل تأليفى به معنايى كه در ابتداى بحث گفته شده و جعل تركيبى به معنايى كه در جدول اين كتاب و مقدّمهء جدول كتاب بيان شده است وجود دارد . آنچه در اين جدول به عنوان « جعل مركّب » نام برده شده منحصر است به جعل ذاتى از براى ذات يعنى جعل الوجود وجوداً و جعل الانسان انساناً ( مثلًا ) و جعل النسبة نسبةً و حال آنكه جعل تأليفى كه در اينجا به نام « جعل مركّب » ناميده شده « 1 » اعمّ است از جعل ذاتى براى ذات و غير آن ، مثل جعل عرضى مفارق براى ذات ؛ بنابراين صورت جدول فرق مىكند و مثلًا بنا بر اصالت وجود در جعل ، جعل بالذات منحصر به جعل الوجود بسيطاً نيست بلكه در مورد عرضيهاى مفارق نيز كه جعل الوجود مركّبات است جعل بالذات است . مگر آنكه آن احتمال كه گفتيم تقويت شود و گفته شود كه در اينجا ، هم « جعل بسيط » و هم « جعل مركّب » اصطلاح خاصّ است ، معناى جعل مركّب همان است كه گفته شد و معناى جعل بسيط نقطهء مقابل جعل مركّب است و حتّى جعل وجود رابط در مورد عرضى مفارق به دو نحو متصوّر است : يكى به نحو بسيط يعنى جعل وجود رابط و يكى به نحو تركيب يعنى جعل وجود رابط وجود رابط ؛ و البته اگر در مقام توجيه ، چنين اصطلاحى را پيشنهاد كنيم مانعى ندارد و اشكال رفع خواهد شد ولى بى نهايت خلاف ظاهر مجموع عبارتهاى منظومه است و حق اين بود كه تصريح بشود كه مقصود از « جعل بسيط » در اينجا معناى خاصّى است و مقصود از « جعل تركيبى » هم جعل تأليفى نيست . در عين حال بايد رجوع شود به كتب مفصّله در اين باب . به طور خلاصه مبحث « جعل » را مىتوان اينطور طرح و بيان كرد : آيا جعل به وجود تعلّق مىگيرد و يا به ماهيّت و يا به نسبت ميان آن دو ؟ پس در اينجا بايد اوّلا معناى « وجود » و « ماهيّت » را بدانيم و سپس معناى « جعل » را درك كنيم تا بفهميم معناى تعلّق
هامش
( 1 ) . به نظر نمىرسد كه در اينجا اصطلاح مخصوصى وجود داشته باشد و « جعل مركّب » به نوعى خاص از جعل تأليفى اصطلاح شده باشد خصوصا با در نظر گرفتن اينكه آنچه در مقابل جعل مركّب قرار گرفته همان جعل بسيط است كه در مقابل جعل تأليفى قرار گرفته است .