تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
دارد كه اگر وجود پيدا بكند محمول برايش ثابت است « 1 » . اما قضايايى نيز در منطق مورد بحث قرار مىگيرند كه « وجود » در مفاد آنها به هيچ نحو دخالت داده نشده است ، مثل قضايايى كه در « تعريفات » به كار مىبريم ( حمل اوّلى ) ، مثلًا مىگوييم : « انسان حيوان ناطق است » و يا قضايايى كه لوازم ذات ماهيّت را ذكر مىكنند و ماهيّت ، آن لوازم را قطع نظر از وجود ، و قبل الوجود داراست ، مثل اينكه مىگوييم : « انسان ممكن الوجود است » ( هر چند ما در اين گونه لوازم ماهيّات ، خدشه‌اى داريم كه در محلّ ديگر گفته شده است ) . اين دو قسم قضيّه‌اى كه بيان گرديد نه داخل در قضاياى خارجيّه است و نه در ذهنيّه و نه در حقيقيّه ؛ و در عين اينكه اين قضايا همگى صادق هستند ولى ما بازاء آنها وجود خارجى يا ذهنى نيست . براى توضيح بيشتر مطالب گذشته مىگوييم كه گاهى گفته مىشود « تمام حاضرين اين كلاس دانشجو هستند » و در اينجا نظر به يك عده اشخاص معيّن است كه اين اشخاص معيّن داراى فلان صفت هستند ، و گاهى گفته مىشود كه « انسان نوع است » و در اينجا مقصود اين است كه مفهوم انسان در ظرف ذهن متّصف به صفت نوعيّت است ، و گاهى گفته مىشود كه « 25 مساوى 5 ضربدر 5 است » و يا در تعريف مثلّث گفته مىشود كه « شكلى است كه بر او سه خط مستقيم احاطه كرده است » و گاهى گفته مىشود « آدم دو سر امكان وجود دارد » . در هر يك از اين موارد ، موضوع قضيّه به نحو مخصوصى لحاظ شده است . در مثال اول مستقيما يك عده افراد در نظر گرفته شده‌اند و گفته شده كه اين افراد مخصوص معيّن داراى فلان صفت هستند ، و در مثال دوم گفته شده كه فلان مفهوم در ظرف ذهن داراى فلان صفت است ، و در مثال سوم گفته شده كه فلان طبيعت اين حيثيّت و اين شأنيّت را بالفعل دارد كه اگر موجود بشود داراى فلان خاصيّت است ، و در مثال چهارم گفته شده كه حقيقت ذات مثلث اين است و هيچ نظر به مرتبه تحقّق و واقعيّت آن نداشته‌ايم ، و در مثال پنجم گفته شده كه اين ماهيّت همواره خاصيّت امكان وجود را دارد و اين خاصيّت هم بالفعل بر او مترتّب
هامش
( 1 ) . تحقيق در معنا و مفاد قضاياى حقيقيه با توجّه به اشتباهات عظيمى كه در اين زمينه براى منطقيّين و غير منطقّيين دست داده است ، خارج از حدود اين كتاب است و ما اين مطلب را به نحو مبسوط در جاهاى ديگر بيان كرده‌ايم و در اينجا صرفا به اشاره‌اى قناعت مىكنيم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 328 | مرتضى مطهرى