تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
در شرح اين جمله حاجى مىگويد مقصود از « فى حدّ ذاته » اين است كه شىء قطع نظر از هر فرضى چنين است . البته درست است اگر بگوييم مقصود از « نفس الامر » همان « فى حدّ ذاته » است و معناى « فى حدّ ذاته » يعنى قطع نظر از فرض هر فرض كننده‌اى ، ولى اين مقدار بيان ، اشكالى را حل نمىكند زيرا هر مستشكلى مىتواند بگويد كه ما جز وجود خارجى و وجود ذهنى خبرى نداريم ، ماوراى ايندو صرفا فرض است ، پس اگر قضيّه‌اى نه با وجود خارجى قابل انطباق باشد و نه با وجود ذهنى ، با نفس الامر هم مطابقت ندارد ، پس ما چاره‌اى نداريم از اينكه باب ديگرى را باز كنيم و اعتبارات قضايا را در نظر بگيريم كه البته آن اعتبارات مربوط به اعتبارات طولى موضوع است ؛ يعنى گاهى مرتبهء ذات و گاهى مرتبهء زائد بر ذات ، موضوع قرار داده مىشود به تفصيلى كه در محلّ ديگر گفته خواهد شد ، كه ما اين گونه اعتبارات را « اعتبارات طولى ماهيّت » مىناميم . مطالب گذشته را مىتوان بدين نحو خلاصه كرد : 1 . فلاسفهء قديم صدق و يا حقيقى بودن معلومات و افكار را به مطابقت با واقع تعريف كرده‌اند . 2 . اين تعريف اشكالاتى به وجود آورده كه در ميان فلاسفهء اسلامى به نحوى و در ميان فلاسفهء جديد به نحوى ديگر بيان شده است . 3 . اشكال در ميان فلاسفهء اسلامى مربوط بود به قضايايى كه از مفاهيم منطقى تشكيل مىشود و قضاياى حقيقيّه كه در ساير علوم استعمال مىشود . 4 . فلاسفهء جديد در هر موردى از مسائل رياضى و طبيعى و حتى تاريخ ، بيان بالخصوصى دارند . 5 . مطابق بيان فلاسفهء جديد ، حتى در بعضى قضاياى خارجيّه هم اشكال وجود دارد ( مثلًا قضاياى تاريخى ) . 6 . فلاسفهء قديم با حفظ تعريف مزبور به حلّ اشكال پرداخته‌اند اما فلاسفهء جديد از آن تعريف صرف نظر كرده‌اند . 7 . فلاسفهء اسلامى در مقام حلّ اشكال به تقسيم قضايا به خارجيّه و ذهنيّه پرداخته‌اند و مناط صدق هر يك را به طرزى خاص بيان كرده‌اند . 8 . روح جواب قدماى اسلامى اين است كه واقعيّت و خارجيّت هر چيزى به حسب خودش است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 330 | مرتضى مطهرى