تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
جميع قضاياى مستعمله در علوم . و گاهى يك قضيّه از حقيقت ذهنى يك شىء حكايت مىكند . در اين حال ، راست بودن اين قضيه به اين است كه آن شىء در ذهن داراى آن خاصيّت باشد . و البته لزومى ندارد كه آنجا كه ما حالت ذهنى يك شىء را بيان مىكنيم آن شىء در خارج هم داراى همان حالت بوده باشد ، بلكه صرفا لازم است كه در ذهن داراى آن حالت بوده باشد و اگر فرضا در ذهن داراى آن حالت نبود و در خارج داراى آن حالت بود اين قضيّه كاذب است ، زيرا ما حالت ذهنى را بيان كرده‌ايم و فرض اين است كه شىء مزبور در ذهن داراى آن حالت نبوده بلكه در خارج داراى آن حالت بوده است . خلاصهء مطلب اينكه از اين تعبير كه گفته مىشود : « صدق ، مطابقت قضيّه است با واقع » نبايد چنين استفاده كرد كه صدق ، مطابقت قضيّه است با واقع عينى خارجى موجود بالفعل در زمان حاضر ، بلكه بايد چنين استفاده كرد كه صدق ، مطابقت قضيّه است با آنچه آن قضيّه از آن حكايت مىكند و البته فعاليت ذهن انسان محدود نيست به حكايت از امور موجود بالفعل در زمان حاضر ، بلكه گاهى از امور گذشته و گاهى از امور آينده حكايت مىكند و گاهى از مرتبهء ذات و شأنيّت يك موضوع حكايت مىكند و گاهى حالت ذهنى يك شىء را حكايت مىكند و در همهء اين موارد ممكن است قضيّه صادق باشد يعنى با واقع خودش كه عبارت است از آنچه قضيّه از آن حكايت مىكند مطابقت كند . پس در حقيقت مىتوان گفت اين اشكالات از آنجا پيدا شده است كه به چگونگى فعّاليّت ذهن بر روى قضايا و طرز تجزيه و تدقيق ذهن در موضوعات متوجّه نبوده‌اند و خيال كرده‌اند كه فعّاليّت ذهن منحصر است به اينكه براى يك سلسله واقعيّتهاى موجود بالفعل و عينى ، قالبهايى بسازد . در اينجا بايد گفت كه در باب « بيان مناط صدق قضايا » وجهى ندارد كه ما تنها اين سه قسم قضيه ( خارجيّه و حقيقيّه و ذهنيّه ) را مورد نظر قرار دهيم ، زيرا ممكن است قضيّه‌اى خارج از اين سه قسم نيز وجود داشته باشد . توضيح مطلب آنكه اين سه قسم قضيّه همگى قضايايى هستند كه در موضوع آنها « وجود » و « واقعيّت » دخالت دارد به اين بيان كه در قضاياى خارجيّه وجود خارجى و در قضاياى ذهنيّه وجود ذهنى و در قضاياى حقيقيّه هر چند موضوع ، ذات ماهيّت است ولى ذات ماهيّت از آن جهت موضوع قرار داده شده است كه اين شأنيّت را بالفعل