تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

مقدّمهء دوم

در مبحث « حقيقت تصوّر و تصديق » و مبحث « اجزاء قضيّه » آنجا كه فرق بين قضيّهء موجبه و سالبه بيان مىشود تحقيق شده است كه حقيقت قضيّهء سالبه در مورد قضاياى بسيطه حكم به ارتفاع موضوع است و در مورد قضاياى مركّبه حكم به ارتفاع محمول از موضوع است . بنابر اين در مورد قضايا آنجا كه حكم مىشود كه مثلًا « الف معدوم است » و يا حكم مىشود به اينكه « الف ج نيست » ، اوّلا و بالذات و در واقع و نفس الامر حكم شده است به ارتفاع شىء از خارج و يا ارتفاع صفت شىء در خارج ، به طورى كه قيد « در خارج » قيد منفى است نه قيد نفى ؛ يعنى هنگامى كه مىگوييم : « زيد موجود نيست در خارج » معنايش اين نيست كه نيستى زيد در خارج است ، و يا اگر مىگوييم : « زيد كاتب نيست در خارج » به اين معنى نيست كه كاتب نبودن زيد در خارج است . همچنانكه در جاى خود ثابت شده است ، اگر قيد « در خارج » و يا هر قيد ديگرى را قيد سلب و نفى بدانيم قضيّه از سالبه بودن خود خارج مىشود . پس به طور كلّى در قضايا آنجا كه حكم سلبى صادر مىشود - اگر اين تعبير صحيح باشد - « خارج » ظرف سلب و نفى نيست و چون « خارج » ظرف سلبها واقع نشده است ، ديگر اين بحث مطرح نمىشود كه چگونه اعدام و سلوب در خارج متمايز از يكديگرند . پس از بيان اين دو مقدّمه مىگوييم : سلوب و اعدام در ذهن ما دو اعتبار دارند : يك اعتبار همان اعتبارى است كه از نظر حكم و تصديق دارند و چنان كه ديديم از اين نظر مظروف خارج اعتبار نشده‌اند . اعتبار ديگر ، جنبهء تصوّرى اعدام و سلوب است كه « عدم » ، موضوع يا محمول و يا جزء موضوع يا محمول قرار مىگيرد مانند اينكه مىگوييم : « عدم زيد غير از عدم عمرو است » و يا : « وجود زيد مسبوق به عدم زمانى اوست » و يا : « زيد لا حجر است » . از اين نظر است كه « خارج » ظرف اعدام و سلوب اعتبار شده است ، و بهتر است كه از لحاظ اصطلاح هم تفكيك كنيم و در مورد تصديقات ، اصطلاح « سلوب » و در مورد تصوّرات اصطلاح « اعدام » را به كار ببريم . اكنون مىگوييم در مورد سلوب چون « خارج » ظرف خودشان اعتبار نشده است بلكه ظرف متعلّقشان اعتبار شده است تمايزى كه مشاهده مىشود مربوط به متعلّقات
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309 | مرتضى مطهرى